لطفش کرم نموده میخانه دام کرده
در حق جمله عالم انعام عام کرده
میخانه ای چنین خوش بر ما سبیل کرده
ما را شراب داده مست مدام کرده
کرده حلال بر ما جام می محبت
افشای سرّ خود را بر ما حرام کرده
سلطان حسن جانان ملک جهان گرفته
عقل آمده به خدمت خود را غلام کرده
جانان و جان سید باشند نعمت الله
نامش نکو نهاده ختم کلام کرده


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ستایش و سپاس از رحمت و عطای الهی میپردازد که عشق و محبت را به انسانها ارزانی داشته است. او از میخانهای سخن میگوید که فضایی خوشایند و سرشار از شراب معنوی ایجاد کرده و مستی محبت را برای مومنان به ارمغان آورده است. در این فضا، عشق به عنوان سلطان و جانان معرفی میشود و عقل نیز به خدمت او آمده است. در نهایت، شاعر با اشاره به خوبیهای جانان و سید خود، نام او را به عنوان نقطهٔ پایان کلام نیکو میداند.
هوش مصنوعی: محبت و مهربانی او به قدری زیاد است که مانند یک میخانه، همه را به خود جذب کرده و به تمامی انسانها بخشش و نعمت عطا کرده است.
هوش مصنوعی: میخانهای با این زیبایی بر ما لطف کرده و به ما شراب داده و ما را همیشه مست کرده است.
هوش مصنوعی: محبت مانند جامی حلال بر ماست، اما فاش کردن راز عشق بر ما ممنوع است.
هوش مصنوعی: سلطان حسن، محبوب و دوستداشتنی، حاکم بر جهان است و عقل و خرد در خدمت او آمده و خود را به عنوان بنده او معرفی کرده است.
هوش مصنوعی: عشق و حیات در زیر سایه وجود محبوب است و نام او به خوبی و نیکی شناخته شده است. او کلام را به پایان رسانده و همه چیز در او خلاصه میشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای گرد صبح صادق از مشگ وام کرده
روی چو آفتابت صد صبح شام کرده
خون حرام ما را کرده حلال بر خود
وصل حلال خود را بر ما حرام کرده
بسته کمر چو جوزا یعنی غلام خاصم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.