هر چه هست آن یکی است تا دانی
جان جانان یکی است تا دانی
ساغر می یکیست نوشش کن
میر مستان یکی است تا دانی
موج و دریا اگرچه دو نامند
عین ایشان یکی است تا دانی
درخرابات عشق مستان را
کفر و ایمان یکی است تا دانی
روی خود را در آینه بنگر
دو مگو آن یکی است تا دانی
سخن ما یکیست دریابش
قول یاران یکی است تا دانی
نعمت الله در همه عالم
نزد رندان یکی است تا دانی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وحدت و یکپارچگی هستی اشاره میکند و تلاش میکند تا بر مفهوم یکی بودن همه چیز تأکید کند. او میگوید که جان انسانها و روح آنها یکی است، و هر چه در عالم وجود دارد، ظاهراً متفاوت است اما در حقیقت به یک چیز بازمیگردد. عشق و دوگانگیهای ظاهری مانند کفر و ایمان نیز در این سیستم واحد گنجانده میشوند. در نهایت، شاعر از خواننده میخواهد تا بر یکسانی و وحدت درون خود بیندیشد و این را به عنوان حقیقتی درک کند.
هوش مصنوعی: همه چیز در نهایت به یک حقیقت واحد برمیگردد تا بفهمی که جان محبوب و جان خودت یکی هستند.
هوش مصنوعی: جام می یکی است، آن را بنوشید که سرود مستان یکی است تا به این حقیقت پی ببرید.
هوش مصنوعی: اگر چه موج و دریا هرکدام نامهای متفاوتی دارند، اما در واقع آنها یکی هستند تا این را درک کنی.
هوش مصنوعی: در میخانه عشق، برای مستان، کفر و ایمان هیچ تفاوتی ندارد تا بتوانی این را بفهمی.
هوش مصنوعی: به خودت نگاهی بینداز و دربارهاش صحبت نکن، تا زمانی که واقعا بفهمی چه چیزی درونت نهفته است.
هوش مصنوعی: ما یک سخن داریم، به آن توجه کن؛ حرف دوستان همه یکی است تا بفهمی.
هوش مصنوعی: خداوند در تمام جهان، نعمتهایش برای افراد با درد و رنج و رندها یکسان است تا این را درک کنی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.