خواه در خواب و خواه بیداری
در نظر دارمش چه پنداری
تا خیالش به خواب می بینم
نکنم هیچ میل بیداری
نقش غیری خیال اگر بندم
شرمسارم از آن گنهکاری
سر من و آستان حضرت او
هر شبی با دلی و صد زاری
چون همه دوستدار یارانند
شاید از یار او نیازاری
بر سر چارسو بیا می نوش
با حریفان رند بازاری
زاهدی را چه می کنی آخر
خبر از عاشقان اگر داری
سخن عشق اگر کنی با عقل
تخم در شوره زار می کاری
بر سر کوی ما مجاور شو
گر طلبکار ذوق خماری
جز یکی در شمار آید نه
گر یکی از هزار بشماری
نعمت الله اگر به یاد آری
لذت عمر جاودان داری



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به بیان عواطف عاشقانه و شور و شوق شاعر نسبت به معشوق میپردازد. شاعر در هر دو حالت خواب و بیداری، همواره به یاد محبوب است و علاقهای به بیداری ندارد، چرا که خیال او برایش قابل تحملتر است. او از شرم گناهی که در خیال دیگران دارد، ابراز پشیمانی میکند و در دل برای محبوب خود مینالد. شاعر به عشاق توصیه میکند که در عشق با عقل سخن نگویند، زیرا این کار به نتیجهای نخواهد رسید. در نهایت، اشاره به این دارد که یاد محبوب زندگی را جاودانه و لذتبخش میکند.
هوش مصنوعی: در هر حال، چه در حالت خواب و چه در حال بیداری، دائم او را در ذهن دارم و دربارهاش فکر میکنم.
هوش مصنوعی: وقتی که خیالش در خواب به سراغم میآید، هیچ تمایلی به بیدار شدن ندارم.
هوش مصنوعی: اگر بخواهم تصویری از کسی غیر از خودم ایجاد کنم، از این کار شرمنده میشوم زیرا این عمل به نوعی گناه به حساب میآید.
هوش مصنوعی: سر من و درگاه او هر شب با دلدرد و صد زاری است.
هوش مصنوعی: هر کس دوست دارد با دوستانش باشد، بنابراین ممکن است از محبت و حضور یار خودش بینیاز باشد.
هوش مصنوعی: به محل چارسو بیا و با دوستانی که اهل خوشگذرانی هستند، نوشیدنی مینوش.
هوش مصنوعی: ای زاهد، تو چه نیازی به عاشقان داری در حالی که خودت در دنیای ماده مشغول هستی؟ آیا از حال و روز عشقآوران آگاهی داری؟
هوش مصنوعی: اگر درباره عشق صحبت کنی، اما با عقل و منطق به آن بپردازی، مانند این است که در زمین بیبار و خشک، کاشت بذر کنی که هرگز رشد نخواهد کرد.
هوش مصنوعی: بر سر کوی ما بیایید و در کنار ما بمانید، اگر به دنبال لذت و سرمستی هستید.
هوش مصنوعی: اگر یک چیز را هم بخواهی بشماری، فقط یک چیز در شمار میآید و حتی اگر آن یکی هزار تا باشد، باز هم تا زمانی که یکی از آنها را در نظر بگیری، فقط همان یکی به حساب میآید.
هوش مصنوعی: اگر نعمتهای خداوند را به یاد داشته باشی، زندگیات پر از لذت و خوشبختی خواهد بود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به خدایی که آفرین کرده ست
زیرکان را به خویشتن داری
که نیرزد به نزد همت من
ملک هر دو جهان به یک خواری
ای فلک نیک دانمت آری
کس ندیدست چون تو غداری
جامه ای بافیم همی هر روز
از بلا پود و از عنا تاری
گر دری یابیم زنی بندی
[...]
گفت خضرم ز راه غمخواری
کای فرو مانده در گرفتاری
تا کی از عشق تو کشم خواری؟
تا کی از هجر تو کنم زاری ؟
چند با من جفا کنی آخر ؟
شرم بادت ازین جفا گاری
زان دو زلف چو ابر پیوسته
[...]
با من اندر گرفتهای کاری
کان به عمری کند ستمکاری
راستی زشت میکنی با من
روی نیکو چنین کند آری
بعد از این هم بکش روا دارم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.