بر تخت دلم نشسته شاهی
شاهی و چگونه شاه ماهی
قدسی ملکی ملک صفاتی
عالی قدری جهان پناهی
بر دست گرفته جام باده
مستانه نهاده کج کلاهی
جان بنده و عقل خادم از
دل تختی و عشق پادشاهی
ما راه روان کوی عشقیم
به زین نرود کسی به راهی
گوئی که ز باده توبه کردی
هرگز نکنم چنین گناهی
درخدمت سید خرابات
جاهی دارم چگونه جاهی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و معرفت به خداوند سخن میگوید و او را به عنوان پادشاهی عارف و بزرگوار معرفی میکند که در دل شاعر نشسته است. او با اشاره به حال و هوای مستانه و بادهنوشی، نشان میدهد که عشق به خداوند، روح و عقل او را تحت تاثیر قرار داده است. شاعر خود را در مسیر عشق میبیند و بر این باور است که هیچ چیز نمیتواند او را از این راه منحرف کند. همچنین، او به مقام و منزلت خود در خدمت اهل خدا و خرابات اشاره میکند و آن را بسیار ارزشمند تلقی میکند.
هوش مصنوعی: در دل من به عنوان یک پادشاه نشسته است، پادشاهی که به حقیقت، شاه ماهی است و حالا نمیدانم چطور با او رفتار کنم.
هوش مصنوعی: موجودی معنوی و ملکوتی که ویژگیهای والایی دارد و در عین حال، پناهگاهی برای جهانیان به شمار میرود.
هوش مصنوعی: در دستش جام شراب را گرفته و کجکلاهی به صورت غیررسمی و با حالتی مستانه روی سرش گذاشته است.
هوش مصنوعی: عشق برای من گوهری ارزشمند است و عقل و خرد من خدمتگزار آن عشق هستند. در واقع، من خود را فدای عشق کردهام و در برابر آن تسلیم هستم.
هوش مصنوعی: ما در مسیر عشق در حال حرکت هستیم، هیچکس نمیتواند در این را ه دیگری برود.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که با نوشیدن شراب، توبه کردهای و من هرگز چنین گناهی را نخواهم کرد.
هوش مصنوعی: در کنار سید خرابات، جایی دارم که احساس میکنم چگونه باید باشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از قسمت بندگی و شاهی
دولت تو دهی به هر که خواهی
در عشق پدید شد سپاهی
در سایه چتر پادشاهی
بر من بگذشت دی پگاهی
سروی و فرازِ سرو ماهی
زیبا بر و گردن و نغوله
آراسته کاکل و کلاهی
آشوبِ دلی هلاکِ جانی
[...]
ای آنکه تمام هم چو ماهی
با زلف چو چتر پادشاهی
مردم ز برای نقش و زلفت
از دیده برون کشد سیاهی
گر خط سیاه خود ببینی
[...]
چه کم شود ار تو گاه گاهی
در حال دلم کنی نگاهی
دریاب که نیست عاشقان را
جز سایه لطف تو پناهی
از دست جفا و غمزه توست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.