عشق جانان در میان جان ماست
گنج معنی در دل ویران ماست
ما به درد دل گرفتار آمدیم
وین عجب کاین درد دل درمان ماست
هر کسی را کفر و ایمانی بود
زلف رویش کفر و هم ایمان ماست
زاهدی باری به شأن عقل تو است
عشق بازی آیتی در شأن ماست
ما به عشق او به میدان آمدیم
گوی عالم در خم چوگان ماست
از شراب ناب بی غش سرخوشیم
مستی ما از می جانان ماست
در سماع عارفان در کنج دل
زهره قوال و قمر رقصان ماست
سید خلوت سرای وحدتیم
نعمت الله از دل و جان آن ماست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف عشق و حال و هوای عاشقانه خود میپردازد. او عشق را به عنوان جانافزایی در دل ویران خود معرفی کرده و احساساتی عمیق از درد و درمان را به تصویر میکشد. عشق به معشوق او را به سویی زنده و سرشار از شگفتی میکشاند، جایی که زلف محبوب هم کفر و هم ایمان اوست. شاعر با اشاره به می و مستی، به حالت سرخوشی ناشی از عشق و دلنشینی آن میپردازد و در پایان به مقام و حال خود به عنوان عارف و متصل به وحدت اشاره میکند.
هوش مصنوعی: عشق محبوب در قلبهای ما وجود دارد و معنی واقعی در دلهای خالی و ویران ما نهفته است.
هوش مصنوعی: ما درگیر مشکلات و غمها هستیم، ولی جالب اینجاست که همین مشکلات به نوعی برای ما راهحل و درمانی نیز به حساب میآیند.
هوش مصنوعی: هر کسی باورها و عقایدی دارد، اما زلف و زیبایی چهره او برای ما هم نادر است و هم مقدس.
هوش مصنوعی: زاهدی، عشق ورزیدن به مقام عقل تو مربوط میشود، در حالی که عشق به ما مربوط به نشانهای از مقام و ارزش ماست.
هوش مصنوعی: ما به خاطر عشق او وارد میدان شدیم و همه چیز در دستان ماست.
هوش مصنوعی: ما از شراب خالص و بدون ناخالصی خوشحال و سرخوش هستیم، زیرا مستی و خوشی ما از می عشق و محبت جانانمان ناشی میشود.
هوش مصنوعی: در حالیکه عارفان در حال سماع و شادی هستند، در دل زهره و قمر به رقص و آواز مشغولند.
هوش مصنوعی: ما در خلوتگاه وحدت، فرزندان نعمت الله هستیم و این نعمت از عمق دل و جان ما میجوشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
عشق گفتا خود حقیقت آن ماست
وین معانی و بیان در شأن ماست
هر که را جانیست با جانان ماست
جان ما چون او شود او جان ماست
هر دو عالم گر یکی بینی به او
آن یکی سرچشمه ی حیوان ماست
چشمه ی خضر و زلال زندگی
[...]
قابل نور الهی جان ماست
این چنین جان خوشی جانان ماست
جام آبی از حباب ما بنوش
زآنکه او سرچشمهٔ حیوان ماست
قرص ماه و کاسهٔ زرین مهر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.