در سراپردهٔ دل خلوت جانانهٔ ماست
جنت ار می طلبی گوشهٔ میخانهٔ ماست
خواجهٔ عاقل ما گرچه کمالی دارد
بندهٔ بندگی عاشق دیوانهٔ ماست
گنج عشقی که همه کون و مکان می جویند
گو بیایید که آن در دل ویرانهٔ ماست
آتش عشق برافروخت چنین شمع خوشی
عقل بیچارهٔ پرسوخته پروانهٔ ماست
آب حیوان به مَثل از می ما یک جامی است
حوض کوثر چه بود جرعهٔ پیمانهٔ ماست
در خرابات مغان بر در میخانه مدام
مجلس اهل دلان مجلس شاهانهٔ ماست
سخن سید رندان چو بخوانند به ذوق
بشنو ای دوست که آن تحفهٔ مستانهٔ ماست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ عشق و معنای عمیق آن در فضای فلسفی و عرفانی سخن میگوید. شاعر در این غزل به توصیف عشق و جذبهٔ میپردازد و میگوید که جنت و خوشبختی در دل و دیوانگی عاشقانه نهفته است. او به تصورات غلط دربارهٔ خوشبختی اشاره میکند و نشان میدهد که حقیقت عشق در ویرانی دل قرار دارد. همچنین، مجالس عشق و می در خرابات مغان را به عنوان نشانهای از علو مقام اهل دل معرفی میکند و از تندیس عشق و شمع وجودش میگوید که عقل را به آتش میکشد.
هوش مصنوعی: در دل ما مکانی خاص و آرام وجود دارد که اگر به دنبال بهشت هستی، میتوانی آن را در گوشهای از میخانه ما پیدا کنی.
هوش مصنوعی: آقای عاقل ما هرچند که ویژگیهای برجستهای دارد، اما خدمتگزار عاشق و دیوانهٔ ماست.
هوش مصنوعی: عشقی که همه انسانها در جستوجوی آن هستند، در حقیقت در دل این ویرانی و خرابی که ما داریم نهفته است. بیایید و آن را درک کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان تأثیر عشق و جذابیت آن بر عقل و وجود انسان میپردازد. عشق مانند آتش برافروختهای است که شمع خوشی را روشن میکند، و عقل، در این میان، قربانی و در حال سوختن است. پروانه، نمادی از دل باختهها و شیفتگان، به دور شمع میچرخد و نشاندهندهی پیوند عمیق عشق و درد است. ابهت عشق باعث میشود که عقل نتواند در برابر آن تاب بیاورد و خود را در آتش آن ببازد.
هوش مصنوعی: آب حیات به نوعی مانند می ما است، که همانند یک جام در حوض کوثر میباشد و آنچه ما مینوشیم، تنها یک جرعه از این پیمانه است.
هوش مصنوعی: در مکانی که مغان (ساقیها) جمع میشوند و مینوشند، در ورودی میخانه، دائماً جمعی از اهل دل و عاشقان حاضرند که مجلس ما مانند یک مجلس پادشاهانه است.
هوش مصنوعی: اگر سخنان عارفان را با دقت بشنوی، متوجه زیبایی و تلذذی خاص در آنها خواهی شد. این کلمات نوعی هدیه و نشانی از حال و هوای عاشقانهی ماست که به تو تقدیم میشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
منزل جان جهان بر در جانانهٔ ماست
مسکن اهل دلان گوشهٔ میخانهٔ ماست
خلوتی بر در میخانه گرفتیم ولی
حرم قدس یکی گوشهٔ میخانهٔ ماست
تا ز شمع رخ او مجلس جان روشن شد
[...]
نقش هستی رقم صورت کاشانه ماست
مستی کون و مکان از می و میخانه ماست
آب حیوان و می کوثری و ماء معین
جرعه صافی بی دردی پیمانه ماست
زرفشان شمع فلک، مجلس پیروزه لگن
[...]
شهر ویران شده گریه مستانه ماست
هرکجا هست غمی دربهدر خانه ماست
از همه سو، ره بیغوله و صحرا بستند
هرکه را می نگری در پی دیوانه ماست
بال و پر سوخته هر یک به کناری رفتند
[...]
عشرت روی زمین در دل ویرانه ماست
خلوت سینه پر آه، پریخانه ماست
کشتی چرخ اگر باد مرادی دارد
ناله بیخودی و نعره مستانه ماست
هر چه جز جذبه عشق است درین دامن دشت
[...]
اینکه ویران شده از سیل فنا خانه ماست
مخزن گنج بقادر دل ویرانه ماست
مینماید بجهان آنچه ز پیدا و نهان
همه یک پرتو حسن رخ جانانه ماست
گرچه هر دم ز بد و نیک جهان دم نزدیم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.