عاشقی و باده نوشی کار ماست
نقل بزم عاشقان گفتار ماست
همدم جامیم و با ساقی حریف
هر کجا رندی بیابی یار ماست
بلبل مستیم در گلزار عشق
جنت اهل دلان گلزار ماست
نسیه و نقد دکان کاینات
مایهٔ یک دکهٔ بازار ماست
چشمهٔ آب حیات جان فزا
تشنهٔ جام می خمّار ماست
شعر ما رمزی ز راز ما بود
محرم ما واقف اسرار ماست
نعمت الله مست و جام می به دست
ساقی خوش وقت برخوردار ماست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به موضوعاتی چون عشق، بادهنوشی و زندگی اهل دل میپردازد. شاعر زندگی عاشقانه و حالوهوای خوشی را در کنار یاران و دوستان توصیف میکند و بادهنوشی را به عنوان نشانهای از خوشی و رهایی میداند. او به دنبال رازهای عشق و زیباییهای جانافزا در زندگی است و از ساقی و دوستانش صحبت میکند. در این فضا، شاعر حالتی مست و شاداب دارد و خود را در دنیای عشق و نوشیدنی احساس میکند.
هوش مصنوعی: عاشقی و نوشیدن شراب، فعالیت اصلی ماست و صحبتهای ما مربوط به جشنهای عاشقانه است.
هوش مصنوعی: ما همیشه با هم در نشستهایم و با ساقی همصحبتیم. در هر جایی که گمشدگی و بینصیب بودن مشاهده کنی، یار ما همان جاست.
هوش مصنوعی: ما در میان گلهای عاشقانه پر از شوق و شادی هستیم، زیرا باغ عشق ما مخصوص دلهای شاد و خوب است.
هوش مصنوعی: دنیا و امور آن، زیربنای یک مغازهٔ بزرگ در بازار زندگی ما هستند.
هوش مصنوعی: آب حیات که جان را زنده میکند، تشنهٔ شراب خوشمزهٔ ماست.
هوش مصنوعی: شعر ما نشاندهندهی رازهای درونی ما است و کسی که با ما آشناست، از اسرار و حقایق نهفتهیمان مطلع است.
هوش مصنوعی: نعمتهای الهی مانند شراب مسکر و خوشمزهای است که در دست ساقی قرار دارد و ما در زمان خوشی و سرور از این نعمتها بهرهمندیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
عاشقی و بی نوایی کار ماست
کار کار ماست چون او یار ماست
تا بود عشقت میان جان ما
جان ما در پیش ما ایثار ماست
جان ما زان است جان ، کو جان ماست
[...]
دلبری و بیدلی اسرار ماست
کار کار ماست چون او یار ماست
نوبت کهنه فروشان درگذشت
نوفروشانیم و این بازار ماست
نوبهاری کو جهان را نو کند
[...]
آن نگار بی وفا گر یار ماست
از چه رو پیوسته در آزار ماست
او ز ما بیزار خوش در خواب صبح
در خیالش دیدهٔ بیدار ماست
ما تو را دلدار خود پنداشتیم
[...]
پیشهٔ ما عشق و رندی کار ماست
نیکنامی ننگ ما و عار ماست
ما امانتدار عشقیم از ازل
آنچه گردون برنتابد بار ماست
آنچه گرمای قیامت نام اوست
[...]
تا شد او بت، بت پرستی کار ماست
روی او بت موی او زنار ماست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.