عشق او در جان هوائی دیگر است
درد دل ما را دوائی دیگر است
کشتهٔ عشقیم و زنده جاودان
جان ما را خونبهائی دیگر است
خلوت ما گوشهٔ میخانه است
جای ما خلوتسرائی دیگر است
ما ز ما فانی شده باقی به او
این فنائی و بقائی دیگر است
بینوایان را نوا دادیم از او
بینوایان را نوائی دیگر است
جام پاکی پر ز می بستان بنوش
جام ما گیتی نمائی دیگر است
نعمت الله تا گدای کوی او است
نزد شاهان پادشاهی دیگر است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به شدت تحت تأثیر عشق الهی قرار دارد و این عشق را به عنوان منبعی برای زندگی و هویتی دیگر میبیند. او به درد دل و غمهای خود اشاره میکند و بیان میکند که عشق وفادار به او جانش را زنده نگهداشته است. شاعر فضای خلوت و معنوی میخانه را به انزوا و عشق توصیف میکند و میگوید که در اینجا حقیقتی متفاوت از دنیا دیده میشود. او خودش را فانی در عشق میداند و اشاره میکند که در این فنا، بقا و غنای باطنی وجود دارد. در نهایت، شاعر بیان میکند که گدایی در کوی محبوب، به او مقام و ارزشهایی دیگر میبخشد که فراتر از مقامهای دنیوی است.
هوش مصنوعی: عشق او برای جانم مانند هوایی تازه و متفاوت است و برای تسکین دردهای دل ما، درمانی دیگر وجود دارد.
هوش مصنوعی: ما در عشق جان باختهایم و به زندگی جاودانهای دست یافتهایم؛ خون ما دارای ارزشی دیگر و متفاوت است.
هوش مصنوعی: محل دورهمی و سکوت ما گوشهٔ میخانه است، در حالی که مکانی که ما در آن به سر میبریم، به نوعی خلوتگاهی دیگر است.
هوش مصنوعی: ما از خودمان محو شدهایم و فقط او باقی مانده است. این نوع فنا و بقا، متفاوت از دیگر فنای معمولی و بقای دنیوی است.
هوش مصنوعی: ما به بینوایان صدایی هدیه کردیم، اما بینوایان صدای دیگری دارند.
هوش مصنوعی: در بستان، جامی از شراب خالص پر کن و بنوش. جهان به گونهای دیگر جلوهگر است.
هوش مصنوعی: نعمت خداوندی تا زمانی که در خدمت بندگان او هستیم، ارزش و عظمت بیشتری پیدا میکند و مقام انسانی در پیشگاه خداوند بالاتر از هر مقام و سلطنت دنیوی است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
نور رویش آفتابی دیگر است
چشم ما بر ماهتابی دیگر است
گر کسی بیند خیال او به خواب
آن خیال ما و خوابی دیگر است
آب چشم ما به هر سو می رود
[...]
کشور دل از جهانی دیگر است
این زمین را آسمانی دیگر است
ای جهان از راه ما بردار دام
طایر ما زآشیانی دیگر است
ای فلک از بخت ما بر گیر رخت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.