عاشقان حضرت او را نیازی دیگر است
عشق او را آتش و سوز و گدازی دیگر است
ترک سرمست است عشقش دل به غارت می برد
در سواد دل همیشه ترکتازی دیگر است
می نوازد مطرب عشاق ساز ما به ذوق
جان فدای ساز او کاین ساز ، سازی دیگر است
عشقبازی نیست بازی کار شهبازی بود
عشق اگر بازی بیا کاین شاهبازی دیگر است
رو به هر جانب که آرم قبلهٔ من روی اوست
ابرویش محراب می سازم نمازی دیگر است
بینوایان را به لطف خود نوازش می کند
ساقی سرمست ما عاشق نوازی دیگر است
محرم رازیم و دایم در حرم با سیدیم
راز می گوئیم و این اسرار رازی دیگر است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان عمیق عشق و دلدادگی به معشوق میپردازد. عشق او سوزان و آتشین است و به دلی نیاز دارد که بیقرار است. این عشق را به بازیهای شهبازی تشبیه میکند و میگوید که عشق واقعی فراتر از هر بازی و سرگرمی است. معشوق به همه جا رو میکند و هر لحظه میتواند قبلهٔ عاشقش باشد، به نحوی که ابرویش به مثابه محراب نماز میشود. همچنین، شاعر دربارهٔ لطف و نوازش ساقی سخن میگوید که دلدادگیاش را پررنگتر کرده و به بیان رازهای درونی با او در حرم اشاره دارد.
هوش مصنوعی: عاشقان به عشق او نیاز ویژهای دارند و عشق به او برایشان مانند آتش و شعلهای است که آنها را کاملاً سوزانده و تغییر میدهد.
هوش مصنوعی: عشق او مانند یک نیروی قوی است که دل مرا تسخیر کرده و در عمق وجودم همیشه حضوری پر درماندی دارد که هیچوقت کم نمیشود.
هوش مصنوعی: موسیقیدان با نواختن ساز خود دل عاشقان را شاد میکند و جانهای ما برای ساز او فدای میشود، زیرا این ساز حقیقتاً متفاوت و منحصر به فرد است.
هوش مصنوعی: عشق فقط یک سرگرمی و بازی نیست، بلکه کاری بزرگ و باشکوه است. اگر قرار است به عشق پرداخته شود، باید بدانیم که این نوع عشق متفاوت و عمیقتر از یک بازی ساده است.
هوش مصنوعی: هر کجا که نگاه کنم، چهره او قبله من است و با ابروی او، محراب جدیدی میسازم؛ گویی نماز دیگری در حال برپایی است.
هوش مصنوعی: ساقی ما با مهربانی و محبت به نیازمندان رسیدگی میکند، اما عشق او به نوازش و محبت به کسی دیگر است.
هوش مصنوعی: ما همیشه در کنار هم هستیم و با یکدیگر به گفتگو درباره رازها و اسرار میپردازیم؛ این یک راز جدید و متفاوت دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
در میان عاشق و معشوق رازی دیگر است
این لب و آن گوش را ساز و نوازی دیگر است
اهل صورت از عراق آیند تا سوی حجاز
اهل معنی را عراقی و حجازی دیگر است
قبله حق و حقیقت عشق باشد عشق و بس
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.