دل و جانم فدای جانان است
هرچه دارم برای جانان است
دل که دم میزند ز سلطانی
چون غلامان گدای جانان است
نیست بیگانه از خدا به خدا
عارفی کاشنای جانان است
خلوت دل مقام حضرت اوست
دیگری کی به جای جانان است
مبتلای بلا اگر نالد
راحت من بلای جانان است
دل و جان را دهد به باد هوا
هر که او را هوای جانان است
نعمةالله که جان من به فداش
جان گیتی نمای جانان است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و فدای جانانش سخن میگوید و بیان میکند که همهچیزش را برای او میگذارد. او به سلطنت دل اشاره میکند و میگوید که دلش همچون غلامان گدای جانان است. همچنین تأکید میکند که هیچکسی نمیتواند جایگاه جانان را در دل او بگیرد و این خلوت تنها متعلق به اوست. شاعر به رابطهاش با بلای جانان اشاره کرده و نشان میدهد که همهچیز در زندگیاش به او وابسته است. در نهایت، او جانش را فدای جانان میکند و به او به عنوان نماینده زیبایی و عشق زندگیاش نگریسته است.
هوش مصنوعی: دل و جانم را به خاطر معشوق فدای او کردهام و هر آنچه که دارم، برای اوست.
هوش مصنوعی: دل وقتی از عشق و عشقبازی سخن میگوید، مانند غلامان و خدمتگزاران محبوب است که تنها به خاطر محبت او زندگی میکنند.
هوش مصنوعی: هیچکس از خدا بیگانه نیست، همانطور که هر عارفی میتواند به عمق درک عشق و معرفت الهی دست یابد.
هوش مصنوعی: دل در تنهایی خود، تنها مکان حضرت حق است و هیچ کس دیگری نمیتواند جای جانان را بگیرد.
هوش مصنوعی: اگر کسی درگیر مصیبت و درد باشد، وقتی که ناله میکند، من راحتی خود را در آرزوی معشوق و محبوب میبینم.
هوش مصنوعی: هر کسی که عاشق معشوقش باشد، دل و جانش را به راحتی به باد میدهد و بیپروا هزینه میکند.
هوش مصنوعی: نعمت خداوندی که جان من برای او فدای میشود، جان گیتی را به جانان مینمایاند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.