درد عشقش دوای جان من است
دُرد دردش شفای جان من است
جان من تا گدای حضرت اوست
شاه شاهان گدای جان من است
جان من در هوای اوست مدام
همه جان در هوای جان من است
حال جان مرا کسی داند
که چو من آشنای جان من است
عشق او را به جان خریدارم
گرچه عشقش بلای جان من است
جان من از برای جانان است
عشق جانان برای جان من است
او مرا کشت و زندهٔ ابدم
سیدم خونبهای جان من است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان حال و هوای عشق و دلدادگی شاعر نسبت به محبوبش میپردازد. شاعر معتقد است که درد عشق او نه تنها رنجآور نیست بلکه مظهر شفاست و جان او برای محبوب است. او از گدایی در پیش محبوب سخن میگوید و میفهمد که عملاً عشق او به وجودش زندگی میبخشد. اگرچه عشق محبوب میتواند مشقتآور باشد، ولی او همچنان آن را به جان میخرد و برای محبوبش جان میدهد. در نهایت، شاعر میگوید که عشق و وصال محبوب، او را از مرگ و زندگی فراتر میبرد.
هوش مصنوعی: عشق او برای من مثل دارویی است که جانم را تازه میکند و دردی که از عشقش میکشم، به نوعی درمانی برای روح من است.
هوش مصنوعی: تا زمانی که من در عشق و نیاز به آن حضرت هستم، او که شاه بسیاری از پادشاهان است، خود را به نیاز من میبیند.
هوش مصنوعی: روح من همیشه در آرزوی اوست و تمام جان او نیز در آرزوی جان من به سر میبرد.
هوش مصنوعی: تنها کسی که به عمق احساسات و حال درونی من آگاه است، کسی است که مانند خودم، با روح و جانم آشناست.
هوش مصنوعی: من به عشق او جانم را میفروشم، هرچند که همین عشق برای جانم دردسرآفرین است.
هوش مصنوعی: عشق من به محبوبم به خاطر وجود اوست و زندگیام به خاطر عشقی است که او به من دارد.
هوش مصنوعی: او مرا کشت، اما من هنوز زندهام و این زندگیام همیشه ادامه دارد. سیدم، خونبهای جان من است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.