دل جام جهان نمای شاهیست
آئینهٔ حضرت الهی است
نقدیست دفینه در دل و دل
گنجینهٔ گنج پادشاهی است
روز و شب ماست زلف و رویش
چه جای سفیدی و سیاهی است
نقشی که خیال غیر بندد
در مذهب ما همه مناهی است
دل بحر و محیط جان عالم
در بحر محیط همچو ماهی است
دل دادن و جان نهاده بر سر
در حضرت عشق عذرخواهیست
ای پایه وجود نعمت الله
پروردهٔ نعمت الهی است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و عمیق بودن دل انسان اشاره میکند که نماد معرفت و آگاهی است و آن را به جام جهان نما تشبیه میکند. دل مانند آیینهای است که تجلیات الهی را بازتاب میدهد و منبعی از ثروت روحانی و معرفتی به شمار میآید. شاعر به عشق و زیباییهای آن پرداخته و بیان میکند که در این مسیر، دنیا و مفهوم سیاهی و سفیدی معنا ندارد. دل همچنین به عنوان دریایی بزرگ شناخته میشود که جان عالم در آن شناور است، و در نهایت، اشاره میکند که انسان باید در عشق با تواضع و عذرخواهی مواجه شود.
هوش مصنوعی: دل، مانند یک جام است که جهان را نمایش میدهد و همچون آینهای به بارگاه خداوند اشاره دارد.
هوش مصنوعی: در دل هر فردی ثروتی نهفته وجود دارد و این دل مانند یک گنجینه ارزشمند است که میتواند از بهترین و ارزشمندترین چیزها پر باشد.
هوش مصنوعی: روز و شب ما در سایه زیبایی او میگذرد، پس دیگر چه نیازی به تفکیک میان خوبی و بدی هست؟
هوش مصنوعی: تصویری که ذهن دیگران از ما رسم کند، در باورهای ما همه چیزهایی است که باید از آنها دوری کنیم.
هوش مصنوعی: دل مانند دریایی است و وجود انسان به عنوان جان عالم، در این دریا مانند ماهی شنا میکند.
هوش مصنوعی: تسلیم شدن و تمام وجود را تقدیم کردن در برابر عشق، نشانهای از پشیمانی و طلب بخشش است.
هوش مصنوعی: وجود تو نمایانگر نعمتهای الهی است که با دقت و مراقبت پرورش یافتهاند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا نقش خیال دوست با ماست
ما را همه عمر خود تماشاست
آنجا که جمال دلبر آمد
والله که میان خانه صحراست
وانجا که مراد دل برآمد
[...]
برخیز که موسم تماشاست
بخرام که روز باغ و صحراست
امروز بنقد عیش خوشدار
آن کیست کش اعتماد فرد است
می هست و سماع و آن دگر نیز
[...]
شوری ز دو عشق در سر ماست
میدان دل، از دو لشکر آراست
از یک نظرم دو دلبر افتاد
وز یک جهتم دو قبه برخاست
خورشیدپرست بودم اول
[...]
زین چار خلیفه مُلک شد راست
خانه به چهار حد مهیاست
این خاک ز لطف نور برخاست
وانگاه روان شد از چپ و راست
شد جانوری که آشیانش
برتر ز ضمیر و وهم داناست
هر لحظه ز فیض و فضل آن نور
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.