هر کرا درد نیست درمان نیست
هر کرا کفر نیست ایمان نیست
بت پندار هر که او نشکست
نزد ما بندهٔ مسلمان نیست
هر که او جان فدای عشق نکرد
مرده می دان که در تنش جان نیست
در محیطی که ما در آن غرقیم
هیچ پایان مجو که پایان نیست
سر موئی نیابد از زلفش
هر که سرگشته و پریشان نیست
کُنج دل گنجخانهٔ عشق است
گنج اگر در ویست ویران نیست
در خرابات همچو سید ما
رند مستی میان رندان نیست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به اهمیت عشق و درد در زندگی انسانی اشاره میکند. او معتقد است که بدون درد و رنج، درمان و ایمان واقعی نیز وجود ندارد و انسانهایی که به عشق نمیپردازند، از حیات حقیقی محروماند. عشق را به عنوان گنجی در دل معرفی میکند که باید کشف شود و بر این نکته تأکید میکند که در دنیای پر آشوب و پریشان، عشق و رندی در وجود افراد واقعی و واقعیات ندارد. در نهایت، شاعر به ارزش الوهیت عشق و نقش آن در زندگی انسان میپردازد و میگوید که زندگی بدون عشق و درد، زندگی حقیقی نیست.
هوش مصنوعی: هر کسی که درد ندارد، درمانی برای او وجود ندارد و هر کسی که به کفر گرایش دارد، ایمانی برایش نخواهد بود.
هوش مصنوعی: هر کس که به بتهای خیالی خود چنگ بزند و آنها را نشکند، در نظر ما مسلمان واقعی نیست.
هوش مصنوعی: هر کس که عشق را بر جان خود مقدم نکند، باید بپذیرد که در واقع در وجودش زندگی و روحی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: در فضایی که ما زندگی میکنیم، نباید به دنبال پایانی باشیم، زیرا پایان وجود ندارد.
هوش مصنوعی: هیچکس که در فکر و حال خود آشفته و پریشان نیست، نمیتواند از پیچیدگیهای زلف او حتی به اندازهی سر مویی هم بهرهمند شود.
هوش مصنوعی: دل مانند یک گنجینه از عشق است و اگرچه ممکن است در ظاهر ویران به نظر برسد، اما درون آن گنجی ارزشمند نهفته است.
هوش مصنوعی: در مکانهای نابهنجار و پرهیاهو، مانند جمع ما که اهل حقیقت و آزادگی هستیم، کسی هنوز به اندازه ما به حال مستی و شادی نمیرسد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عادت او دروغ و بهتان نیست
به گه هزل و جد گران جان نیست
عقل دمساز زور و بهتان نیست
پردهپوش فلان و بهمان نیست
تخت بلقیس جای دیوان نیست
مرد آن تخت جز سلیمان نیست
آفتاب رخ تو پنهان نیست
لیک هر دیده محرم آن نیست
هر که در عشق ذره ذره نشد
پیش خورشید پایکوبان نیست
ذره میشو هوای جانان را
[...]
هر که در صورت تو حیران نیست
صورتش هست، لیکنش جان نیست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.