علم ما در کتاب نتوان یافت
سر آب از شراب نتوان یافت
در خیالش به خواب رفتی باز
وصل او را به خواب نتوان یافت
رند هرگز به حلقه نرود
در چنان جا شراب نتوان یافت
همه عالم چو ذره او خورشید
ذره بی آفتاب نتوان یافت
این چنین دلبری که ما داریم
در جهان بی حجاب نتوان یافت
در خرابات همچو سید ما
رند و مست و خراب نتوان یافت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به محدودیتهای دانش کتابی و غیرواقعی اشاره میکند و تأکید میکند که حقیقت و وصال دلبر در خواب و خیالی نمیتواند یافت شود. وجود رند در جمعهایی که رنگ و بویی از حقیقت ندارند، بیمعناست و در عالم خاکی، وجود آفتاب و نور الهی محسوس نیست. او به وصف دلبری میپردازد که در جهان مانند او وجود ندارد و در نهایت به خرابات و حال و هوای دیوانگی و مستی اشاره میکند که در آنجا نیز شخصیتی چون سید یافته نمیشود.
هوش مصنوعی: معرفت و دانشی که ما داریم، در کتابها یافت نمیشود. مانند اینکه سر آب را نمیتوان از شراب به دست آورد.
هوش مصنوعی: در خیال او به خواب رفتهای، اما دیگر نمیتوانی به وصال او دسترسی پیدا کنی.
هوش مصنوعی: انسان آزاداندیش هرگز در جایی نمیرود که نتوان شراب را یافت.
هوش مصنوعی: تمامی جهان مانند ذرهای در برابر او است و هیچ ذرهای بدون وجود خورشید نمیتواند وجود داشته باشد.
هوش مصنوعی: چنین محبوب و دلربایی که ما داریم، در دنیا بدون پوشش و حجاب نمیتوان پیدا کرد.
هوش مصنوعی: در میخانه هیچ کس را نمیتوان یافت که مانند سید ما، مستانه و خراب باشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
علم ما در کتاب نتوان یافت
سر آب از شراب نتوان یافت
بی حجاب است و خلق می گویند
حضرتش بی حجاب نتوان یافت
چشم ما بحر در نظر دارد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.