در خرابات فنا ملک بقا داریم ما
خوش بقای جاودانی زین فنا داریم ما
کشته عشقیم و جان در کار جانان کرده ایم
این حیات لایزالی خونبها داریم ما
خم می درجوش و ما سرمست و ساقی در نظر
غم ز مخموران این دوران کجا داریم ما
جام دُرد درد او شادی رندان می خوریم
درد می دانیم و دایم این دوا داریم ما
دیگران گر ملک و مال و تخت شاهی یافتند
سهل باشد نزد ما زیرا خدا داریم ما
نقد گنج عشق او در کنج دل ما دیده ایم
این چنین گنجی طلب میکن ز ما داریم ما
در طریق عاشقی عمریست تا ره می رویم
رهبری چون نعمت الله رهنما داریم ما



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از تجربهش خاص عشق و معرفت سخن میگوید و به تمایز بین دنیای مادی و معنوی اشاره میکند. او زندگی را در خرابات فنا میبیند و خوشی واقعی را در جاودانگی عشق مییابد. با اشاره به سرمستی از عشق و درد، نشان میدهد که حتی در رنج و مشکلات نیز شادی و امید وجود دارد. همچنین او برتری عشق بر مال و مقام را بیان کرده و تأکید میکند که در دل خود گنج عشق را یافته است. در انتها، شاعر رهبری خود را تحت هدایت نعمتالله میداند و بر ادامهٔ مسیر عاشقی تأکید میکند.
هوش مصنوعی: ما در مکانهایی که عیش و مستی حاکم است، به عنوان پادشاهان جاودانه حضور داریم. ما خوشحالیم که از این فنا به بقای ابدی دست یافتهایم.
هوش مصنوعی: ما به خاطر عشق جان خود را فدای معشوق کردهایم و این زندگی جاودانهای که داریم، بها و قیمت دلباختگی ماست.
هوش مصنوعی: در حال حاضر، ما مشغول شادی و سر مستی هستیم و در کنار ما، ساقی نگاهی به ما دارد. در این دوران، غم و اندوه در دل مخموران را میبینیم، اما ما کجاییم و کجا به فکر آن غمها هستیم؟
هوش مصنوعی: ما با شادی مینوشیم و از دردهایی که داریم خبر داریم، اما همیشه دارویی برای این دردها داریم.
هوش مصنوعی: اگر دیگران به ثروت و قدرت دست پیدا کردهاند، برای ما که خدا را داریم این مسائل چندان اهمیت ندارد.
هوش مصنوعی: ما در دل خود گنجی از عشق او داریم که ارزش و زیبایی آن را به وضوح مشاهده کردهایم. با این حال، خود او همچنان از ما طلب این گنج را دارد.
هوش مصنوعی: در مسیر عشق سالهاست که در حال حرکت هستیم و در این راه، چون نعمتالله راهنمایی داریم، راه را درست پیش میرویم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
دیده سیر و دل بی مدعا داریم ما
آنچه می باید درین مهمانسرا داریم ما
آبروی بی نیازی چشمه حیوان ماست
کی چو اسکندر غم آب بقا داریم ما؟
گر به درد و داغ روزافزون خود قانع شویم
[...]
اضطرابی طرفه در راه فنا داریم ما
چون سپند از شوق آتش زیر پا داریم ما
روزی ما می شود آخر نصیب دیگران
طالع برگشته همچون آسیا داریم ما
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.