|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
|
پیشخان کاربر
|
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به بیان دریا و چشمهای حیاتی اشاره دارد که نماد وجود و حقیقت الهی است. شاعر از روشنایی چشم عالم به عنوان نور الهی سخن میگوید که در باطن موجودات پنهان است و در عین حال خود را نمایان میکند. همچنین، مفهوم خوشحالی و مستی از شراب عرفانی مطرح میشود که به تجربهگرایی در قرب الهی اشاره دارد. در نهایت، شاعر خود را به عنوان یکی از سرمستان میبیند که در جستجوی این حقیقت درون است.
هوش مصنوعی: دریای ما بیپایان و وسیع است و آب ما از چشمهٔ حیات و زندگی سرچشمه میگیرد.
هوش مصنوعی: چشمهای دنیا به روشنی او روشن است و روشنایی چشم مردم به واسطه اوست.
هوش مصنوعی: او باطن دارد و از همه ظاهر تو درست تر است، این چنین او آشکار و در عین حال چنان پنهان است.
هوش مصنوعی: حبابی را پر از آب زندگی کن، هر دو را ببین که هیچیک با دیگری فرقی ندارد.
هوش مصنوعی: نعمتالله در حال لذت بردن و سرخوشی با پیاله شراب در دست، به عنوان بنده و خدمتگزار سید و سرور ما، در جمع مستها به سر میبرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آنچه نقد سینهٔ مردان بود
زآرزوی آن فلک گردان بود
گر از آن یک ذره گردد آشکار
هر دو عالم تا ابد پنهان بود
در گذر از کون تا تاب آوری
[...]
هر کرا جای این نگارستان بود
دایم اندر روضۀ رضوان بود
بیت معمورست و تا این خانه هست
خاندان ملک آبادان بود
گر جهان طوفان غم گیرد چه باک؟
[...]
تا کی از ما یار ما پنهان بود؟
چشم ما تا کی چنین گریان بود؟
تا کی از وصلش نصیب بخت ما
محنت و درد دل و هجران بود؟
این چنین کز یار دور افتادهام
[...]
در یکی گفته میسر آن بود
که حیات ِ دل، غذای جان بود
سوی هر دو روز وشب گردان بود
نام او قلب از برای آن بود
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.