حاصلم از دین و دنیا او بود
این چنین خوش حاصلی نیکو بود
در دو آئینه یکی چون رو نمود
دو نماید آن یکی نی دو بود
صوفیانه جامه را شوئیم پاک
کار ما پیوسته شست وشو بود
جام می در دوره می گردد مدام
خوش بود آن دَم که همدم او بود
آینه گرچه دو رو باشد ولی
در دو رویش روی او یک رو بود
یک سر موئی نمی یابی از او
تا حجاب تو سر یک مو بود
سید ما از عرب پیدا شده
شاه ترکستان برش هندو بود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به پیوند عمیق میان دین و دنیا اشاره میکند و بیان میکند که همه خیر و نیکیهای زندگی او از عشق به خدا و حقیقت سرچشمه میگیرد. او به تشبیه آینهها میپردازد و میگوید که هرچند دو رو وجود دارد، در نهایت حقیقت واحدی در آن وجود دارد. همچنین، به اهمیت پاکی در سلوک صوفیانه خود اشاره کرده و بیان میکند که هر لحظهای که با معشوق روحانی خود باشد، لحظهای خوشایند و ارزشمند است. شاعر در پایان به ریشههای نسب خود اشاره میکند و نشان میدهد که او از جمعی خاص و برجسته است.
هوش مصنوعی: نتیجهای که از دین و دنیا گرفتم، به این شکل است که به داشتههای نیکویی دست یافتهام.
هوش مصنوعی: در دو آینه وقتی که یک تصویر دیده میشود، فقط یک تصویر وجود دارد و نه دو تصویر. یعنی هر دو آینه در حقیقت یک تصویر را منعکس میکنند، و این نشان میدهد که ممکن است هر چیزی در ظاهر دوگانه به نظر برسد، اما در واقعیت یک حقیقت واحد وجود دارد.
هوش مصنوعی: سادهزیستی و زهد را برمیگزینیم و هر آنچه که در زندگی ما مشهود است، باید پاک و پاکیزه باشد؛ زیرا زندگی ما همواره به پاکی و تطهیر نیاز دارد.
هوش مصنوعی: جام شراب همیشه در گردش و نوشیدن است و لحظهای که همراه و همنشین او هستیم، بسیار دلپذیر و خوشایند است.
هوش مصنوعی: آینه هرچند که دو طرف دارد، اما هر دو طرفش فقط یک تصویر از او را نمایش میدهد.
هوش مصنوعی: در این دنیا، حتی یک سر مویی نمیتوانی از اوی حقیقی پیدا کنی، چرا که حجاب یا مانع تو تنها به اندازه یک مو است.
هوش مصنوعی: سردمدار ما از میان عربها به وجود آمده است و شاه ترکستان به دوستی او بسیار افتخار میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هم درو، هم زو و هم با او بود
هم برون از هرسه این نیکو بود
آدما آن الف از بوی تو بود
زانک جسمت را زمین بد تار و پود
ورنه حرز عشق بر بازو بود
پس تفاوت از چه در نیرو بود
هرچه آید در نظر چون او بود
عین او درچشم ما نیکو بود
موج و دریا نزد ما باشد یکی
گرچه آن یک اسم و رسمش دو بود
گفتم این رشته مگر باشد دو تو
[...]
آنچه داری یکسره از او بود
آب بحر است آنچه اندر جو بود
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.