خوش بود گر این دوئی یکتا شود
آفتاب حسن او پیدا شود
غیر نور او نیاید در نظر
چشم ما از نور او بینا شود
آ چشم ما به هر سو شد روان
ِآید آن روزی که آن دریا شود
بحر می گوید به آواز بلند
آنکه او از ماست با مأوا شود
عارفی کَز هر دو عالم بگذرد
بر در یکتای بی همتا شود
در خرابات مغان رندی که شد
عاقبت سر دفتر غوغا شود
هر که بوسد آن لب شیرین او
همچو سید لاجرم گویا شود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف زیبایی و نور حیاتبخش معشوق میپردازد و آرزو میکند که این دوگانگی به یگانگی تبدیل شود. او از آفتاب حسن معشوق صحبت میکند و اینکه تنها نور او در نظرها باید نمایان شود و چشمها با دیدن او بینا شوند. همچنین، به انتظار روزی اشاره میکند که دریای وجود معشوق به اوج خود برسد و افرادی که به عمق عشق او پی ببرند، به مقام بلندی دست یابند. در نهایت، شاعر به اهمیت بوسیدن لب شیرین معشوق اشاره کرده و آن را راهی برای رسیدن به کمال و روشنایی میداند.
هوش مصنوعی: اگر این دوگانگی از بین برود و یکی شود، زیبایی او مانند آفتاب نمایان خواهد شد.
هوش مصنوعی: جز نور او هیچ چیز دیگر در نگاه ما نمیآید و تنها از نور اوست که بینایی حاصل میشود.
هوش مصنوعی: ای چشم ما به هر طرف نگاهی میکند، روزی خواهد رسید که آن دریا به جریان درآید.
هوش مصنوعی: دریا با صدای بلند میگوید که کسی که از ماست، به آرامش و امنیت خواهد رسید.
هوش مصنوعی: عارفی که از تمام دنیا و جهان مادی بگذرد، به درگاه یکتای یگانه و بی همتا میرسد.
هوش مصنوعی: در میخانهها و محافل دوستانه، کسی که در نهایت شایستگی و تجربه پیدا کرده است، به عنوان صاحبنظر و رهبر در بحثهای نشاطآور شناخته میشود.
هوش مصنوعی: هر کسی که لبهای شیرین او را ببوسد، به مانند سید باوقار و بزرگوار به نظر میرسد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.