گر نه او یار غار ما باشد
در دو عالم که یار ما باشد
ما کجا دوستدار او باشیم
گر نه او دوستدار ما باشد
شادمانم به دولت غم او
زانکه او غمگسار ما باشد
رندی و عاشقی و میخواری
پیشه و کار و بار ما باشد
پادشاهیم و شاهد و ساقی
بر یمین و یسار ما باشد
سخن ما که روح می بخشد
در جهان یادگار ما باشد
نعمت الله که جان ما به فداش
سید و خواندگار ما باشد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ارتباط عمیق و وابستگی خود به محبوب اشاره میکند و بیان میکند که اگر محبوب در دو جهان وجود نداشته باشد، چه دلیلی برای دوست داشتن او وجود دارد. او از غم محبوب به عنوان دلیلی برای شادی یاد میکند و میگوید زندگی او به عشق، رندی و میخواری وابسته است. شاعر همچنین محبوب را به عنوان پادشاه و شاهد در کنار خود میبیند و تاکید میکند که سخن او روح زندگی را به انسانها میبخشد. در پایان، نعمتالله را به عنوان سید و خوانندهای که او را دوست دارد، معرفی میکند.
هوش مصنوعی: اگر او همراه و همدم ما نباشد، در هیچیک از این دو جهان، کسی نمیتواند یار ما باشد.
هوش مصنوعی: ما چگونه میتوانیم او را دوست داشته باشیم، اگر او خود دوستدار ما نباشد؟
هوش مصنوعی: من به خاطر غم او شاد هستم، زیرا او کسی است که غمهای ما را تسکین میدهد.
هوش مصنوعی: سبک زندگی ما بر پایه رندی، عشق و میخواری است.
هوش مصنوعی: ما پادشاهان هستیم و در دو طرف ما، شاهد و ساقی حضور دارند.
هوش مصنوعی: کلام ما باید به زندگی و شادابی در جهان کمک کند و همچنان یادگاری از ما برجای گذارد.
هوش مصنوعی: نعمت الله که جان ما در راه او فدای میشود، آقایی است که پرچمدار و سرپرست ماست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.