تو را اهل نظر خوانم گرت منظور او باشد
نظر باز خوشی باشی چو منظورت نکو باشد
خیالش نقش می بندم به هر صورت که پیش آید
کجا غیری توان دیدن چو هر چه هست او باشد
ز آب چشم ما دایم بود خوش روی ما تازه
چو خوشروئی که پیوسته چو ما با آبرو باشد
بیا و خرقهٔ خود را به آب می نمازی کن
چو جان ما گرت میلی به سوی شست و شو باشد
در آن حضرت که غیر او نگنجد غیر او غیری
چه جای این و آن دارد چه قدر ما و تو باشد
خراباتست و ما سرمست و ساقی جام می بر دست
نیاید عقل اگر آید مگر خواجه ولو باشد
بیا از نعمت الله جو مرادی را که می خواهی
که کام دل از او یابی تو را گر جستجو باشد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ستایش و شناسایی حقیقت و زیبایی میپردازد. او میگوید که اگر کسی اهل نظر باشد، باید به خوبیهای بارگاه معشوق توجه کند. خیال و تصویر معشوق او را در هر حالتی جذاب و خوشایند میسازد و او نمیگذارد که به غیر او توجه کند. شاعر به تخلیه خویش از قید و بندهای دنیوی و رسیدن به عوالم معنوی اشاره میکند و از خواننده میخواهد که به جستجوی نعمت الهی بپردازد تا به مراد دل خود برسد. در نهایت، او بر لذتهای روحانی و مستی در عشق تأکید میکند و عقل را در این حال بیفایده میداند.
هوش مصنوعی: اگر تو اهل فهم و تأمل باشید و منظور از این فهم، چیز خوبی باشد، خوشحال و شاد باش.
هوش مصنوعی: من تصویر او را به هر شکلی که پیش بیاید، در ذهنم مجسم میکنم؛ زیرا هیچکس دیگری را جز او نمیتوانم ببینم.
هوش مصنوعی: استمرار اشکهای ما نشاندهنده زیبایی و طراوت چهرهمان است، همچنان که زیبایی کسی که همیشه با وقار و سربلند است، میتواند جلوهگر باشد.
هوش مصنوعی: بیایید و لباس خود را در آب بشویید، اگر تمایل به پاکی و طهارت داریم، همانگونه که جان ما نیازمند شستوشو است.
هوش مصنوعی: در وجود آن مقام، هیچ چیز و هیچ کسی جز او نمیتواند جایی داشته باشد. پس چه معنایی دارد که به این و آن اشاره کنیم؟ ما و تو چه اندازهای داریم؟
هوش مصنوعی: در اینجا سخن از حال و هوای خوشی و مستی است. گفته میشود که در میخانهای هستیم و سرمست از می هستیم. عقل و اندیشه در این حال جایی ندارد و اگر هم بیاید، فقط در حضور شخصی برجسته و مهم احساس میشود. در واقع، در این لحظههای شاد و سرمستی، برای ما اهمیتی ندارد که عقل و تفکر کجاست.
هوش مصنوعی: بیایید از نعمتهای خدا بهرهمند شویم تا به آرزوهایمان برسیم، اگر واقعاً به دنبال آن هستید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مرا در سینه گر رازی بود هم رازم او باشد
چو با او باشد اسرارم سر و کارم نکو باشد
ترا چشمی دگر باید گر آن بینی که او بیند
ترا جانی دگر باید که آن باشی که او باشد
انا الحق گوی چون حلّاج ترکِ خویش بینی کن
[...]
نیازی کز هوس خیزد کدامش آبرو باشد
نیاز بلهوس همچون نماز بیوضو باشد
ز مستی آنکه میگوید اناالحق کی خبر دارد
که کرسی زیر پا، یا ریسمانش در گلو باشد
نهم در پای جان بندی که تا جاوید نگریزد
[...]
زند صبح جزا چون بر محک نقد عملها را
همین از کرده های ما خجالت سرخ رو باشد
ز غیرت، آب گوهر نخل عزّت را به جو باشد
لب اظهار مطلب، آبشار آبرو باشد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.