عاشق و یار خویش خوش باشد
دل و دلدار خویش خوش باشد
زاهد و زهد و رند و میخواری
هر کس و کار خویش خوش باشد
بلبل مست و عاشق شیدا
خود و گلزار خویش خوش باشد
بار عشقش نهاده ام بر دل
می کشم بار خویش خوش باشد
عاشقانه به دُردی دردش
کرده تیمار خویش خوش باشد
عشقبازی است کار دل دائم
دل به کردار خویش خوش باشد
نعمت الله خوش بود با من
یار با یار خویش خوش باشد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به شادی و سرور در عشق و پذیرفتن حال و کار خود میپردازد. او به عاشق و دلدار، زاهد و رند توصیه میکند که به خوشیهای خود توجه کنند و از زندگی لذت ببرند. همچنین، او به بار عشق و دردی که عاشق به دوش میکشد اشاره میکند و بر ضرورت عشقبازی و دلخوشی تأکید میکند. در نهایت، شاعر با دوستانه بودن و خوشی در کنار یارانش به سر میبرد و به این نتیجه میرسد که هر کس باید با وضعیت خود خوش باشد.
هوش مصنوعی: عاشق خوشحال است و دلش با معشوقش شاد است.
هوش مصنوعی: هر کسی در زندگی خود، چه زاهد و اهل پرهیزکاری باشد و چه رند و اهل خوشگذرانی، در نهایت به کار خود و انتخابهایش راضی است و این برایش خوشایند است.
هوش مصنوعی: بلبل که عاشق و سرمست است، در باغ خود با گلها و طبیعتش بسیار خوشحال و شاداب است.
هوش مصنوعی: من عشق او را به دوش دارم و با این بار سنگین زندگی میکنم؛ اما این برای من خوشایند است.
هوش مصنوعی: عشق به فردی که از او رنج برده، احساس آرامش و خوشحالی را به همراه دارد.
هوش مصنوعی: عشق ورزیدن کار دل است و دل همواره باید به رفتار خود راضی باشد.
هوش مصنوعی: نعمتهای خداوند برای من خوشایند است، زیرا یارم نیز با دوستانش خوشحال است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.