بستهٔ بند بلای تو نجاتی دارد
خستهٔ رنج غم تو درجاتی دارد
هر که شد مردهٔ درد تو نمیرد هرگز
کشتهٔ عشق تو جاوید حیاتی دارد
طاق ابروی تو محراب دل ماست از آن
روز و شب خاطر ما میل صلاتی دارد
کفر زلف تو که ایمان رخت می پوشد
سیئاتی است خیال حسناتی دارد
گر قدم رنجه کنی بر سر آبی باری
در نظر دیدهٔ ما آب فراتی دارد
به جفا از سر کوی تو دل از جا نرود
آفرین بر قدم او که ثباتی دارد
نعمت الله که سلطان جهان عشقست
چون گدایان ز تو امید زکاتی دارد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و وابستگی عمیق خود به معشوق میپردازد. او به این نکته اشاره میکند که غم و درد عشق همواره وجود دارد و کسی که عاشق واقعی باشد، هرگز از عشق نمیمیرد. ابرو و زیبایی معشوق برای او مقدس و همچون محرابی است که به آن دل میبندد. شاعر همچنین به جذابیت و قدرت تأثیر زلف معشوق اشاره کرده و آن را همچون دینی میداند که بر دوش دارد. در پایان، شاعر خود را در مقام گدای عشق میبیند و از معشوق امید کمک و رحمت دارد.
هوش مصنوعی: مشکل و سختی که تو به بار آوردی، راهی برای نجات دارد و کسی که از غم تو رنج میبرد، به درجات و مقامهای بالایی میرسد.
هوش مصنوعی: هر کسی که به دلیل عشق تو رنج میکشد، هرگز نخواهد مرد؛ زیرا آن عشق، او را جاودانه میسازد و به او حیات ادامه میدهد.
هوش مصنوعی: ابروی زیبای تو مانند مکان مقدسی است که دل ما در آن آرام میگیرد و از آن زمان به بعد، همیشه به یاد تو هستیم و دلمان به سوی تو میتپد.
هوش مصنوعی: زلف تو به قدری جذاب و فریبنده است که باعث میشود حتی ایمان به خوبیها را تحت تأثیر قرار دهد. این زیبایی، در زیر ظاهرش، اثرات منفی و نادرستی را به همراه دارد که در عین حال، به نظر میرسد حسناتی هم دارند.
هوش مصنوعی: اگر قدری زحمت بدهی و بر کناری از آب قدم بگذاری، در نگاه ما آنجا آبی شفاف و زیبا بهسان آب فرات به نظر میآید.
هوش مصنوعی: به خاطر بدیهایی که از سر کوی تو میدانم، دل من هرگز نمیتواند از اینجا برود. چه خوب است که او با ثبات و استقامت خود در اینجا مانده است.
هوش مصنوعی: خداوندی که پادشاه دنیای عشق است، مانند گدایان به تو امید دارد و انتظار دریافت بخشش و نعمت از تو را میکشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
غمزۀ شوخِ تو شیرین حرکاتی دارد
کشتۀ هر مژه فرهاد صفاتی دارد
در خورِ توتیِ جان در چمنِ باغِ جمال
چشمۀ خضرِ لبت تازه نباتی دارد
بوسه یی گر بدهی خیر بود باز مزن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.