با من بینوا چه خواهی کرد
حاجتم جز روا چه خواهی کرد
جان غمدیده را چه خواهی داد
درد دل جز دوا چه خواهی کرد
ما نکردیم جز گنه چیزی
تو به ما جز عطا چه خواهی کرد
گر تو ما را به جرم ما گیری
کرم و لطف را چه خواهی کرد
این دل ریش مستمندان را
عاقبت جز شفا چه خواهی کرد
عاشقان آمدند بر خوانت
طعمه شان جز لقا چه خواهی کرد
ریختی خون نعمت الله را
ننگ خون گدا چه خواهی کرد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از وضعیت ناچاری و درد دلهای خود سخن میگوید و از خداوند طلب یاری و رحمت میکند. او میپرسد که با چنین وضعیتی چه باید کرد و به غیر از عطا و بخشش چه میتوان انتظار داشت. شاعر به گناهان خود اشاره میکند و این پرسش را مطرح میسازد که اگر خداوند بر اساس اعمال او قضاوت کند، رحمت و بزرگیاش چه خواهد شد. در نهایت، او از عشق و شوق عاشقان به وصال یاد میکند و به ناتوانی خود در برابر قدرت لطف و کرم الهی اعتراف میکند.
هوش مصنوعی: با منِ بیچاره چه میکنی؟ جز اینکه به خواستهام پاسخ بدهی، چه کاری از تو برمیآید؟
هوش مصنوعی: برای دل غمزده چه چیزی میتوانی فراهم کنی؟ جز درمان دردش، چه کار دیگری میتوانی بکنی؟
هوش مصنوعی: ما هیچ کار اشتباهی نکردیم، تو هم چیزی جز بخشش به ما نخواهی داد.
هوش مصنوعی: اگر تو به خاطر اشتباهات ما ما را مورد سرزنش قرار دهی، پس چه بر سر مهربانی و لطف تو خواهد آمد؟
هوش مصنوعی: دل ریش مستمندان در نهایت جز درمان و بهبودی چه نتیجهای خواهد داشت؟
هوش مصنوعی: عاشقانی که به درگاه تو آمدهاند، جز دیدار تو چه چیزی را به عنوان نصیب و پاداش خود خواستهاند؟
هوش مصنوعی: خون نعمتالله را ریختی، حالا با ننگ و عذاب خون فقیران چه خواهی کرد؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.