هر کسی را عنایتی فرمود
این عنایت همه به ما بنمود
تا ببیند به نور خود خود را
چشم خود هم به روی ما بگشود
طینت ما ز خاک میخانه است
میل ما جز به می نخواهد بود
هر که آمد به خلوت دل ما
در بهشت آمد و خوشی آسود
آتش عشق سوخت عود دلم
خوش بود آتشی چنین بی دود
آینه هم ز جود پیدا شد
دل خود را هم او ز خود بربود
از سر ذوق گفته ام سخنی
به ازین گفتهٔ دگر که شنود
چون وجود است هرچه می یابم
غیر او نیست در جهان موجود
می و جام و حریف و ساقی اوست
نعمت الله این چنین فرمود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر به عشق و عنایت الهی اشاره میکند و بیان میدارد که هر فردی تجربهای خاص از لطف و توجه خداوند دارد. او از این که با نور خدا خود را مشاهده میکند سخن میگوید و به عشق و میخانه اشاره میکند که میل او به آن است. شاعر در وصف خلوت دل و آرامشی که در آنجا وجود دارد، به خوشی و بهشت روحی اشاره میکند. همچنین از آتش عشق یاد میکند که به دل او گرما میبخشد و این آتش را بیدود تلقی میکند. در نهایت، او بر این باور است که هیچ چیز در جهان جز خدا وجود ندارد و همه نعمتها از اوست.
هوش مصنوعی: هر کسی را به نوعی لطف و توجه خاصی عطا شده است و این محبتی که به دیگران میشود، به وضوح بر ما نیز نشان داده شده است.
هوش مصنوعی: او به واسطه نور خود، خود را مشاهده کرد و حتی چشمانش نیز به روی ما باز شدند.
هوش مصنوعی: ماهیت ما از خاک میخانه است و تمایل ما فقط به می خواهد بود.
هوش مصنوعی: هر کسی که وارد دنیای درون ما شود، در واقع به بهشت وارد شده و از آرامش و شادی آن بهرهمند میشود.
هوش مصنوعی: عشق مانند آتشی در دل من میسوزد و من از این سوختن لذت میبرم، چون این آتش هیچ دودی ندارد.
هوش مصنوعی: آینه به خاطر بخشش و generosity به وجود آمد و دل خود را نیز از خود گرفت.
هوش مصنوعی: از روی شادی و شوق، حرفی را بیان کردهام که از هر گفته دیگری که شنیدهاید بهتر و زیباتر است.
هوش مصنوعی: هر چیزی که در این دنیا میبینم و مییابم، جز ذات او نیست و همه چیز در واقع به وجود او وابسته است.
هوش مصنوعی: نوشیدن می و داشتن دوستان خوب و کسی که برای پذیرایی از ما تلاش میکند، همگی نعمتهای الهی هستند که خداوند به ما ارزانی داشته است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ملکان را ز آسمان کبود
چون تو هرگز کریم و راد نبود
هرگز از تو کسی بلا نکشید
هرگز از تو کسی جفا نشنود
عید فرخنده باد بر تو ملک
[...]
پیش از این هیچ کار دیگر بود
که شبی مست پیش او بغنود
کو قدم تا بدین طریق رود
یا کجا گوش کاین سخن شنود
آفتاب جلال و عالم جود
که چنو در جهان نشد موجود
خان عادل ، کمال دولت و دین
گوهر کان محمدت ، محمود
آنکه او راست طلعت میمون
[...]
آن ولی عهد دو شه مسعود
شاه عادل مغیث دین محمود
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.