کشتگان از دم او زنده شدند
همچو ما زندهٔ پاینده شدند
ز آفتاب نظر روشن او
ماه رویان همه تابنده شدند
بنده را بندهٔ او می خوانند
زان همه بندهٔ این بنده شدند
به هوای لب او غنچهٔ گل
لب گشاده همه در خنده شدند
بی خبر غیبت ما می کردند
آمدند منصف شرمنده شدند
کور چشمان که ندیدند او را
از نظر رانده و افکنده شدند
از دم سید عیسی دم ما
ترک و تاجیک بسی زنده شدند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف قدرت و عظمت خاصی که از وجود محبوبش ناشی میشود، میپردازد. او میگوید که دیدن و محبت به این محبوب باعث زنده شدن و شادابی دیگران میشود، به گونهای که حتی مردگان نیز از رحمت او زنده میشوند. همچنین، بندگی او برای بندگانش ارزشمند است و در این حال، بندهای که به او محبت میورزد، میتواند به مقام بلندی دست یابد. این شعر پر از احساس زیبایی و شگفتی است، و نشان میدهد که نگاه و حضوری که شاعر از محبوبش دریافته، چگونه بر اطرافیان تأثیر میگذارد و آنها را نیز به شادابی و زندگی دعوت میکند.
هوش مصنوعی: کسانی که به دست او کشته شده بودند، دوباره زنده شدند، مانند ما که به زندگی پایدار ادامه میدهیم.
هوش مصنوعی: نور و روشنی چهرهی او مانند آفتاب است که بر روی چهرههای زیبا و درخشان دیگران تأثیر گذاشته و آنها را نیز تابناک کرده است.
هوش مصنوعی: من را بندهٔ او مینامند و به همین خاطر، همه به بندهٔ من تبدیل شدهاند.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی لب او، غنچههای گل به شکوفه درآمده و همه به شوق و شادی میخندند.
هوش مصنوعی: بیخبر از غیبت ما، افرادی میآمدند و در مورد ما قضاوت میکردند، اما وقتی ما را دیدند، به خاطر قضاوتهایشان شرمنده شدند.
هوش مصنوعی: چشمهایی که او را ندیدند، از بین رفتند و دور شدند.
هوش مصنوعی: از وجود سید عیسی، افرادی از قوم ترک و تاجیک به حیات و زندگی دوباره رسیدهاند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.