نقد گنج کنت کنزا را طلب
گوهر دُر یتیم از ما طلب
عاشقانه خم می را نوش کن
جرعه ای بود بیا دریا طلب
از دوئی بگذر که تا یابی یکی
از همه یکتای بی همتا طلب
عارفانه دولت خود را بگیر
آنچه گم کردی همه آنجا طلب
چشم عالم روشنست از نور او
نور او در دیدهٔ بینا طلب
نعمت الله است و عالم سر به سر
نعمتی خوش از همه اشیا طلب



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به جستجوی معانی والای هستی و عشق میپردازد. او از مخاطب میخواهد که به دنبال حقیقتی در دل یتیمان برود و برای یافتن عشق، به خم شراب (خمری) روی آورد. همچنین، تأکید میکند که برای رسیدن به وحدت و یکتایی باید از تمایز و دوگانگی گذر کرد و آنچه را که گم کردهایم، در درون خود جستجو کنیم. شاعر به نور الهی نیز اشاره میکند که چشم عالم را روشن میکند و در نهایت بر این نکته تأکید دارد که باید نعمتی برتر از دیگر نعمتها را طلب کرد.
هوش مصنوعی: به ارزش گنجی که داری توجه کن و از ما بخواه که گوهر دُر یتیم را برایت فراهم کنیم.
هوش مصنوعی: عشق را با لذت بنوش و لحظهای را غنیمت شمار. بیا و دریا را طلب کن.
هوش مصنوعی: از دوگانگی و جدایی عبور کن تا به حقیقت یکتایی که بیهمتاست، دست یابی.
هوش مصنوعی: ای عارف، خوشی و سعادت خود را به دست بیاور؛ زیرا هر چیزی را که گم کردهای، همهاش را در همانجا جستجو کن.
هوش مصنوعی: چشمهای جهان به نور او روشن است، پس برای دیدن این نور در دل کسی که بیناست جستجو کن.
هوش مصنوعی: رحمت و نعمت خداوند در تمام عالم وجود دارد و همه چیز در این دنیا نعمتی است که باید از آن بهرهمند شویم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
در دل ما نقد گنج ما طلب
گوهر ار جوئی از این دریا طلب
یک زمان در بحر ما با ما نشین
عین ما را هم به عین ما طلب
عشق را جائی معین هست نیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.