یک نظر در چشم سرمستی نگر
تا ببینی نور دیده در نظر
ما خراباتی و رند و عاشقیم
عاقلانه از سر ما در گذر
ایکه می پرسی ز ما و حال ما
مستم و از خود نمی دارم خبر
از کرم لطفی کن ای ساقی به ما
جام پر می آور و خالی ببر
حالت رندی و سرمستی ما
شهرتی خوش یافته در بحر و بر
در دل آن کس که حق گنجیده است
کی شود از خلق دلتنگ ای پسر
نعمت الله مست و جام می به دست
می برد در پای خم عمری به سر



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ حال و هوای عاشقانه و سرمست شاعرانه است که خود را به عنوان فردی رند و خراباتی معرفی میکند. شاعر از معشوق و ساقی میخواهد که با لبخند و کرم خود، جامی پر از شراب برای او بیاورد و از او فراموشی خویش را طلب میکند. او به حالتی از مستی میرسد که از دنیا و حال خود بیخبر است و اختلاط با عشق و زیبایی باعث شده تا در دل دوستدارانش جایی ویژه داشته باشد. در پایان، شاعر به تصویری از خود به عنوان فردی که عمرش را در پای شراب و عشق گذرانده است، اشاره میکند.
هوش مصنوعی: نگاهی به چشمان شاداب من بینداز تا روشنی عشق و زیبایی را در آن ببینی.
هوش مصنوعی: ما افرادی هستیم آزاداندیش و عاشق، پس با خرد مندی و احتیاط از کنار ما عبور کنید.
هوش مصنوعی: اگر از حال و روز ما میپرسی، باید بگویم که حالا من مست هستم و اصلاً از حال خودم خبر ندارم.
هوش مصنوعی: ای ساقی، لطفاً به ما جامی پر از می بده و خودت آن را خالی ببر.
هوش مصنوعی: سرمستی و شیطنت ما شهرتی خوب پیدا کرده است که در دریا و خشکی همه جا شنیده میشود.
هوش مصنوعی: کسی که حقیقت را در دل دارد، هرگز از مردم ناراحت نمیشود، پس پسرم، نگران نباش.
هوش مصنوعی: نعمت الله با حالتی شاد و خوش، جام شرابی را در دست دارد و در زیر خم، ساعاتی را سپری میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هیچ شادی نیست اندر این جهان
برتر از دیدار روی دوستان
هیچ تلخی نیست بر دل تلخ تر
از فراق دوستان پر هنر
آشکوخد بر زمین هموار بر
همچنان چون بر زمین دشوارتر
ای شده با عزم تو مقرون ظفر
همت تو کرده از گردون گذر
نامه و نام ترا عالی محل
رایت و رأی ترا میمون اثر
با جلال تو بود گردون زمین
[...]
سیمبر یارم شد از من سیم بر
سیم یارم نی و یارم سیمبر
عاشق سیم ار بخواند وی مرا
من ورا معشوق دانم سیم بر
زان نگار سیمبر با من نماند
[...]
بت سرو قدی و سرو سمن بر
نگار سخن گوی و ماه سخن ور
قد و عارض توست شمشاد و لاله
لب و بوسه توست یاقوت و شکر
سرین تو و عشق من هست فربه
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.