گر تو مرد موحدی ای یار
چه کنی دوستی تو با اغیار
جام توحید نوش شادی ما
تا که گردی ز عمر برخوردار
تو به کثرت چنین گرفتاری
دم ز توحید می زنی هشدار
جام گیتی نما به دست آور
نظری کن به مجمع انواز
همه عالم خزانهٔ عشق است
خازنش بین و مخزن اسرار
دُردی درد نوش رندانه
دل بیمار می کنش تیمار
نعمت الله مدام سرمست است
درخرابات همدم خمار


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر به رابطهٔ دوستی و عشق با خداوند و اهمیت توحید اشاره میکند. او به یار خود هشدار میدهد که اگر واقعا مؤمن و متعهد به توحید است، نباید با دنیا و سرگرمیهای آن ارتباط داشته باشد. شاعر از جام توحید به عنوان منبع شادی سخن میگوید و به زیباییهای عالم عشق و رازهای آن میپردازد. او همچنین به درد و رنج دل بیمار اشاره میکند که تنها با عشق و نزدیکی به خداوند درمان میشود. در نهایت، نعمتالله به حال مستی و سرمستی در میخانههای عشق میپردازد.
هوش مصنوعی: اگر تو مردی با ایمان و یکتاپرست هستی، پس دوستی تو با کسانی که ایمان ندارند چه معنایی دارد؟
هوش مصنوعی: باده ی یگانگی را بنوش و شادمان باش، تا زمانی که از زندگی بهرهمند هستی.
هوش مصنوعی: تو در دنیای پرهیاهو و مشکلات زیادی قرار داری، اما با وجود این شرایط، هنوز از یکتایی خدا سخن میگویی. این موضوع باید برایت زنگ خطری باشد.
هوش مصنوعی: زیباییهای جهان را به چشم ببین و به جمع صفا و هنر نظر بیفکن.
هوش مصنوعی: تمام جهان پر از عشق است و کسی که آن را درک میکند، با اسرار این عشق آشنا میشود.
هوش مصنوعی: محبوب درد و عشق را به شکلی لذتبخش و رندانه به دل بیمار میچشاند و او را درمان میکند.
هوش مصنوعی: نعمت الله همیشه در حال شادی و مستی است، حتی در مکانهای نابسامان و بینظم نیز همراه با کسی که حال نابی دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.