ساقی بیار جام می و دست ما بگیر
افتاده ایم بهر خدا دست ما بگیر
مائیم و آب دیده و خاک درت مدام
بگذر روان تو از سر ما دست ما بگیر
از ما مکن کناره که مائیم در میان
با ما جفا مجو به وفا دست ما بگیر
ما پشت دست بر همه عالم فشانده ایم
آورده ایم رو به شما دست ما بگیر
لطفت به بینوا نظری می کند مدام
مائیم بینوا به نوا دست ما بگیر
دست نیاز سوی تو آورده ایم باز
ما را رها مکن صنما دست ما بگیر
چون دست گیر جمله افتاده ها توئی
برخیز و سیدانه بیا دست ما بگیر



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ساقی میگوید که باید دست او را بگیرد و او را از افتادگی نجات دهد. او با بیان حالتی عاطفی از نیاز و فقر خود، از ساقی میخواهد که در کنار او بماند و او را رها نکند. شاعر به جسارت و خود را در برابر خداوند معرفی میکند و به پرتکرار بودن نیاز و درخواست کمک از لطف او اشاره دارد. او همچنین بر تعهد و پیوند بین خود و ساقی تاکید میکند و از او میخواهد که از او دور نشود و در این حال با وفا باشد.
هوش مصنوعی: شرابنوشی را بیاور و ما را یاری کن، چرا که برای خداوند به دام افتادهایم و نیاز به کمک داریم.
هوش مصنوعی: ما هستیم و با اشک و خاک پای تو همیشه در حال گذر هستیم. تو از سر ما عبور کن و دست ما را بگیر.
هوش مصنوعی: از ما دور نشو، زیرا ما در میانهی کار هستیم. با ما بد نکن و به جای آن، دست ما را به نیکی بگیر.
هوش مصنوعی: ما تمام تلاش و کوششمان را در دنیا به شما نشان دادهایم، حالا دست ما را بگیرید.
هوش مصنوعی: لطفت همواره به نیازمندان مینگرد، ما هم که بینوا هستیم، دستی به کمک ما دراز کن.
هوش مصنوعی: ما دوباره به سوی تو آمدهایم و درخواست کمک داریم. ای محبوب، ما را تنها نگذار و دست ما را بگیر.
هوش مصنوعی: تو که نجاتدهنده همه گرفتارها هستی، بلند شو و با بزرگی و با احترام به سوی ما بیا و دستمان را بگیر.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.