می رود عمر ما دریغا عمر
مگذارش چنین خدا را عمر
عمر برباد می دهی حیف است
باز ناید گذشته جانا عمر
یک دو روزی غنیمتش می دان
که نماند مدام با ما عمر
عمر امروز در پی فردا
صرف کردی دریغ فردا عمر
هر چه شد فوت از تو در عالم
عوضش بازیابی الا عمر
غیر ساقی و جام می هیچ است
نکند صرف هیچ دانا عمر
لذت عمر نعمت الله جو
تا بیابی تو ذوق او با عمر



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر به گذر عمر و اهمیت بهرهبرداری از آن اشاره میکند. او هشدار میدهد که عمر به سرعت میگذرد و نباید آن را بیمقدار صرف کرد. شاعر بر این تأکید دارد که نه تنها گذشته دیگر بازنمیگردد، بلکه لزوم زندگی در لحظه و لذت بردن از عمر را یادآوری میکند. همچنین، او به جایگاه والای عمر در زندگی انسان تأکید میکند و از خواننده میخواهد از این نعمت بهخوبی بهرهبرداری کند.
هوش مصنوعی: عمر ما در حال گذر است و افسوس که در این چنین وضعیتی سپری میشود. ای کاش خداوند عمری بهتر به ما عطا میکرد.
هوش مصنوعی: عمر خود را هدر میدهی و این بسیار تأسفآور است، زیرا دیگر برنمیگردد. عزیزم، زمانهای گذشته هیچگاه به دست نمیآید.
هوش مصنوعی: زندگی کوتاه است و باید هر لحظه را ارج نهاد، چون نمیتوانیم همیشه در کنار هم باشیم و عمر ادامه نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: زندگی امروز خود را صرف نگرانی درباره فردا کردی، اما افسوس که فردا هم عمرت را به سر خواهد آورد.
هوش مصنوعی: هر چیزی که در این دنیا از دست بدهی، میتوانی دوباره به دستش بیاوری، به جز عمرت که قابل بازگشت نیست.
هوش مصنوعی: غیر از ساقی و جام می، هیچ چیز دیگری ارزش ندارد و عمر هیچ دانایی صرف آن نمیشود.
هوش مصنوعی: زندگی را از نعمتهای خدا بدان و تا زمانی که به شوق و شادی او پی نبری، از لذتهای عمر خود بهرهمند نخواهی شد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.