درد از تو خوش است و هم دوا نیز
رنجم بخشی و هم شفا نیز
داری نظری به حال هر کس
می کن نظری به حال ما نیز
بیگانه نگشت از تو محرم
ما خویش توئیم و آشنا نیز
گر کشته شوم به تیغ عشقت
خونم بحل است و خونبها نیز
ای جام جهان نمای باقی
ایمن ز فنائی و بقا نیز
ما از تو به غیر تو نخواهیم
بی تو چه کنیم در سرا نیز
تنها نه منم محب سید
والله که حضرت خدا نیز



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و ارتباط عمیق خود با معشوق سخن میگوید و بیان میکند که درد عشق او را خوشحال میکند و در عین حال معشوق او را درمان مینماید. او به قدرت و نظر معشوق در مورد هر شخص اشاره میکند و از آن میخواهد که به حال او نیز توجه کند. شاعر خود را به عنوان یکی از نزدیکان معشوق معرفی میکند و میگوید که حتی اگر به خاطر عشق او کشته شود، این را به فال نیک میگیرد. از معشوق به عنوان جام جهاننما یاد میکند و به ابدیت و عدم فنا اشاره دارد. در نهایت عشق به معشوق را تنها دلیل زندگی خود میداند و تأکید میکند که بیمعشوق هیچ گونه دوستی و بقا نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: دردی که از تو میرسد، خوشایند است و درمان آن نیز در دستان توست. تو هم باعث رنج من میشوی و هم میتوانی مرا شفا دهی.
هوش مصنوعی: به نظر تو به وضعیت هر کسی توجه میکنی، امیدواریم که به حال ما هم نگاهی بیندازی.
هوش مصنوعی: ما با تو بیگانه نیستیم و به حقیقت خود را به تو نزدیک میدانیم؛ ما همدیگر را خوب میشناسیم و در ارتباطی عمیق هستیم.
هوش مصنوعی: اگر به دست عشق تو کشته شوم، خون من برای تو حلال است و نیازی به خونبها نخواهد بود.
هوش مصنوعی: ای جامی که جهان را به خوبی نشان میدهی، برای همیشه از فنا در امان هستی و بقا نیز شامل حال توست.
هوش مصنوعی: ما به جز تو خواستهای نداریم، بدون تو در این دنیا چه باید کرد؟
هوش مصنوعی: فقط من نیستم که عاشق سید هستم، بلکه خداوند هم به او علاقهمند است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.