گوید سخن آن نازنین نیمی شکر نیمی نمک
ریزد ز لعل شکرین نیمی شکر نیمی نمک
با آن دهان تنگ او انگشتری نسبت مکن
خاتم کجا دارد نگین نیمی شکر نیمی نمک
دارد تمنای لبت جان من و دل نیز هم
زان شد به چشم آن و این نیمی شکر نیمی نمک
مهمانم آن کان نمک چون دید عذرم خواست گفت
صدخوان کشم پیشت ازین نیمی شکر نیمی نمک
سید اگر گوید سخن در مصر و هندوستان کنند
بر طبع او صد آفرین نیمی شکر نیمی نمک



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیباییهای یک نازنین اشاره میکند که ترکیبی از شیرینی و تلخی را دارد. او با توصیف دهان و لبان این معشوق، به احساسات عمیق خود و تمنای عشق اشاره میکند. همچنین، شاعر به نوعی مهمانی از سوی این دوست اشاره دارد که در دلتنگی او عذرخواهی میکند و وعدههای دلپسند میدهد. نهایتاً، شاعر به شناخت و قدرت کلام این نازنین اشاره میکند که حتی اگر در مصر و هندوستان سخن بگوید، تحسین برانگیز خواهد بود.
هوش مصنوعی: آن معشوق زیبا سخن میگوید و به نوعی از شیرینی و تلخی در کلامش بهره میبرد. گفتارش ترکیبی از شکر و نمک است که مثل دانههای لعل و شیرین به دل مینشیند.
هوش مصنوعی: با آن دهان تنگش هیچوقت انگشتر نگذار، زیرا انگشتر بدون نگین، نه شیرین است و نه شور.
هوش مصنوعی: وجود لبت آرزوی جان من و دل من را نیز به وجود آورده است، به طوری که نگاهت در من تاثیر عمیقی دارد، هم شیرینی و هم تلخی را با هم دارد.
هوش مصنوعی: مهمانم وقتی متوجه عذر من شد، گفت برای تو صد نوع غذا میآورم که نیمی از آن شیرین و نیمی دیگر نمکی خواهد بود.
هوش مصنوعی: اگر سید در مورد مصر و هندوستان صحبت کند، باید به او صد بار آفرین گفت؛ زیرا صحبتهای او هم شیرین است و هم تلخ.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.