تا اعتباری کردهام این سایه و آن آفتاب
از اعتبار خویشتن بودم یکی و دو شدم
چون در حقیقت ذات من هرگز نمیگردد ز جا
چون نامدم از هیچ جا آخر نگویی چو شدم
ما را اگر داری نظر در موج و در دریا نگر
چون او من است و من ویم هرگز نگویم او شدم
در شش جهت گشتم بسی در آرزوی روی او
تا یک جهت گردیده ام آسوده از شش سو شدم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این قطعه به تأمل در ماهیت وجود و پیوندش با خداوند میپردازد. او بهوسیلهی سایه و آفتاب به بینهایت بودن خود اشاره میکند و میگوید که اصل وجود او هرگز تغییر نمیکند و همیشه در حال است. در جستجوی حقیقت، او به این نتیجه میرسد که در عشق به معشوق، همهچیز یکی میشود و در این راستا خود را از تمامی محدودیتها آزاد میکند و به وحدت میرسد. در نهایت، او نشان میدهد که با توجه به ارتباط عمیقش، دیگر نیازی به جستجوی بیرونی ندارد و در آرامش درونی به وحدت دست یافته است.
هوش مصنوعی: تا زمانی که اعتبار و ارزشی کسب کردهام، این سایه و آفتاب هم از اعتبار خود من بوده است. من به دو بخش تقسیم شدهام، یکی خودم و دیگری این سایه و آفتاب.
هوش مصنوعی: من هرگز از حقیقت وجود خود جدا نمیشوم. چون من از هیچ جایی نیامدهام، پس نمیتوانی بگویی که چه زمانی به وجود آمدهام.
هوش مصنوعی: اگر به ما نگاهی داشته باشی، همچنان که به موج و دریا نگاه میکنی، من و او یکی هستیم و هیچگاه نمیگویم که او شدم.
هوش مصنوعی: در همه جهات به دنبالش گشتم و برای دیدن او بیتابی کردم، اما حالا که در یک سو قرار گرفتم، از همه سمتها آرامش یافتهام.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.