ما چو حلوایی و حلوا یار ماست
صحن ما را پر ز حلوا کردهاند
مشکلات عالمی حل وا شده
مشکل ما را چو حلوا کردهاند
ای که گوئی ذره گردد آفتاب
قطرهٔ ما بین که دریا کردهاند
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
ما چو حلوایی و حلوا یار ماست
صحن ما را پر ز حلوا کردهاند
مشکلات عالمی حل وا شده
مشکل ما را چو حلوا کردهاند
ای که گوئی ذره گردد آفتاب
قطرهٔ ما بین که دریا کردهاند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این قطعه از پیوند میان خود و محبوب سخن میگوید و او را به حلوایی تشبیه میکند که زندگی و دنیا را شیرین کرده است. او تأکید میکند که مشکلات عالم حل شدهاند و تنها مشکل وجودی او باقی مانده که به راحتی و سادگی به حلوا مبدل شده است. شاعر همچنین در بیان حال خود میگوید که همچون ذرهای از آفتاب به دریا پیوسته و در عین حال، این پیوستگی را نشانهای از تحول و تغییر میداند.
هوش مصنوعی: ما مانند حلوایی هستیم و دوست ما همان حلوای ماست، فضای ما را پر از حلوای خوشمزه کردهاند.
هوش مصنوعی: مشکلات جهان به نوعی حل شدهاند، اما مشکل ما به قدری پیچیده است که به مانند حلوا در آمده و آسان نیست.
هوش مصنوعی: ای کسی که میگویی قطرهای از آب میتواند جلوهآفتاب را برباید، به یاد داشته باش که دریا خود را شکل داده و بزرگتر از هر قطرهای است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آفتابی را هویدا کرده اند
نور چشم ماه پیدا کرده اند
صورت و معنی به هم آراستند
این و آن گوئی که یکتا کرده اند
مجلس مستانه ای بنموده اند
[...]
هر کرا مشغول دنیا کرده اند
جان او مغضوب مولی کرده اند
سرمه بر آن چشم شهلا کردهاند
فتنهای خوابیده برپا کردهاند
مهر تو در سینهٔ من بافتند
گنج در ویرانه پیدا کردهاند
نه تو را او خویش را اهل هوس
[...]
ظلمتی از شب چوبر پا کرده اند
شمع هم بهرت مهیا کرده اند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.