چون جمالش صد هزاران روی داشت
بود در هر ذره دیداری دگر
لاجرم هر ذره را بنمود باز
از جمال خویش رخساری دگر
خود یک است اصل عدد از بهر آنک
تا بود هر دم گرفتاری دگر
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
چون جمالش صد هزاران روی داشت
بود در هر ذره دیداری دگر
لاجرم هر ذره را بنمود باز
از جمال خویش رخساری دگر
خود یک است اصل عدد از بهر آنک
تا بود هر دم گرفتاری دگر



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این قطعه به زیبایی و جمال خداوند اشاره میکند و میگوید که جمال او چنان بینظیر و فراوان است که در هر ذرهای از جهان بازتاب مییابد. هر لحظه و هر ذره نشاندهندهی جلوهای جدید از زیبایی اوست، به طوری که بیپایان به تعداد صورتها و جلوهها تبدیل میشود. این توصیف از یگانگی و کثرت به زیبایی به تصویر کشیده میشود، زیرا خداوند اصل است و تنوع اشکال و نماها از او ناشی میشود.
هوش مصنوعی: هرگاه زیبایی او را بنگری، میتوانی در هر ذره از جهان، چهرهای دیگر از او را مشاهده کنی؛ چرا که زیباییاش به اندازهای فراوان است که هزاران ظاهر مختلف دارد.
هوش مصنوعی: بنابراین هر ذرهای از وجود خود را به شکلی دیگر به نمایش میگذارد، گویی که از زیبایی خود چهرهای متفاوت را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: اصل عدد همیشه یکی است؛ چرا که هر لحظه مشغله و چالشهای جدیدی وجود دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای تو را با هر دلی کاری دگر
در پس هر پرده غمخواری دگر
چون بسی کار است با هر کس تورا
هر کسی را هست پنداری دگر
لاجرم هرکس چنان داند که نیست
[...]
چون جمالش صدهزاران روی داشت
بود در هر ذرّه دیداری دگر
لاجرم هر ذرّه را بنمود باز
از جمال خویش رخساری دگر
چون یک است اصل عدد از بهر آنک
[...]
گشته هر یک حامل باری دگر
دور هر یک از پی کاری دگر
یوسفا باشد گرفتاریِ دگر
هم خریداری به بازاریِ دگر
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.