چشم اهل مراقبت باید
که نظر را به غیر نگشاید
آینه صدهزار اگر شمرد
در همه آینه یکی نگرد
خواه تنها و خواه با تنها
چون بود با خدا بود همه جا
گوشهٔ چشم سوی او دارد
نقش او در خیال بنگارد
در گلستان اگر گلی چیند
شیشهٔ پر گلاب را بیند
گر خرد را فروشد آن عاقل
نشود از خدای خود غافل
سایه و آفتاب بر من و تو
خط موهوم می نماید دو
خط موهوم اگر براندازی
خانه از غیر او به پردازی
همه جا آفتاب تابان است
نظری کن ببین که این آن است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به اهمیت مراقبت و توجه به خداوند اشاره میکند. او تأکید دارد که چشم باید به غیر از خداوند دوخته نشود و در حقیقت، همه چیز در سایه حضور او معنا مییابد. هرچند انسان در زندگی ممکن است با زیباییها و نعمتها مواجه شود، نباید از یاد خدا غافل شود. او مفهوم آفتاب و سایه را به عنوان نمادی از حقیقت و ظواهر بیان میکند و میگوید اگر به حقیقت نگاه کنیم، در مییابیم که همهچیز در واقعیت به خداوند برمیگردد. در نهایت، هرگاه انسان دیدگاه واقعی داشته باشد، میتواند خداوند را در همه جا مشاهده کند.
هوش مصنوعی: چشم افرادی که مراقب خود هستند، نباید توجهشان را به دیگران معطوف کند.
هوش مصنوعی: اگرچه هزاران آینه وجود داشته باشد و هر کدام چیزی را نمایش دهند، در نهایت همه آنها به یک حقیقت واحد اشاره میکنند.
هوش مصنوعی: فارغ از اینکه در کنار کسی باشی یا به تنهایی زندگی کنی، همیشه به یاد داشته باش که خداوند در هر جا و هر لحظه با توست.
هوش مصنوعی: نگاه او به گوشه چشمش است و تصویرش در خیال من نقش بسته است.
هوش مصنوعی: اگر در گلستان گلی بچینند، شیشهی پر از گلاب را میبینند.
هوش مصنوعی: اگر انسان خرد خود را بفروشد، یعنی ارزشهایش را نادیده بگیرد، هرگز از پروردگار خود غافل نخواهد بود.
هوش مصنوعی: سایه و نور خورشید بر ما دو نفر، تصاویری غیر واقعی و نامشخص ایجاد میکند.
هوش مصنوعی: اگر خیال تو را به سمت غیر بکشاند، خانهی دل را به چیز دیگری نخواهی سپرد.
هوش مصنوعی: در هر مکان نور و روشنی وجود دارد، کافی است نگاهی بیندازی تا متوجه شوی که این همان حقیقت است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.