دو چشم مست تو، خوش میکشند ناز از هم
نمیکنند دو بد مست، احتراز از هم
شدی به خواب و به هم ریخت خیل مژگانت
گشای چشم و جدا کن سپاه ناز از هم
میان ابرو و چشم تو، فرق نتوان داد
بلا و فتنه ندارند امتیاز از هم
کس از زبان تو، با ما سخن نمیگوید
چه نکتهایست که پوشند اهل راز از هم
شب فراق تو بگسیخت در کف مطرب
ز سوز سینهٔ من، پرده های ساز از هم
به باغْ سرو و صنوبر چو قامتت دیدند
خجل شدند ز پستی، دو سرفراز از هم
پری رخان چو گرفتار و درهمم خواهند
گره زنند به زلف و کنند باز از هم
تو در نماز جماعت مرو که میترسم
کُشی امام و بپاشی صف نماز از هم
دلم به زلف تو، مانند صعوه میماند
کهاش به خشم بگیرد دو شاهباز از هم
تو بوسه از دو لبت دادی و صبوحی جان
به هیچ وجه، نگشتیم بینیاز از هم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی و جذابیت معشوقش میپردازد و تأثیر او بر دل و جان خود را توصیف میکند. او به چشمهای مست و ناز او اشاره میکند که نمیتوان از زیباییشان چشم پوشید و این عشق باعث پریشان شدن دل و روح شاعر میشود. شاعر همچنین از تأثیرات معشوق بر دیگران و مقایسه او با گلها و درختان در باغ سخن میگوید. در انتها، او به این نکته اشاره میکند که حتی پس از دریافت بوسهای شیرین از معشوق، هنوز هم به محبت و نزدیکی نیاز دارد و نمیتواند از او جدا شود.
هوش مصنوعی: دو چشمان زیبای تو به طرز دلربایی به من نگاه میکنند و هرگز از هم دور نمیشوند. حتی دو عاشق هم از یکدیگر فاصله نمیگیرند.
هوش مصنوعی: تو در خواب رفتهای و مژگان زیبا و پرشمار تو به هم آشفته شده است. بیدار شو و چشمانت را باز کن، و از هم جدایی ناز و زیباییات را به نمایش بگذار.
هوش مصنوعی: در بین ابرو و چشم تو، نمیتوان تفاوتی قائل شد؛ بلا و فتنه هیچ تمایزی از یکدیگر ندارند.
هوش مصنوعی: هیچکس از زبان تو، با ما حرف نمیزند. چه چیزی است که اهل راز آن را از یکدیگر پنهان میکنند؟
هوش مصنوعی: در شب جدایی تو، نوازنده با احساس عمیق من، پردههای ساز را با سوزی که از دل میآمد، از هم جدا کرد.
هوش مصنوعی: در باغ، وقتی درختان سرفراز سرو و صنوبر قامت تو را دیدند، از اینکه قد کوتاهی دارند خجالت کشیدند.
هوش مصنوعی: وقتی که زیبایانی با چهرههای دلفریب به دام بیفتند و در هم درگیر شوند، میخواهند زلفهایشان را به هم گره بزنند و در نهایت هم از هم جدا شوند.
هوش مصنوعی: بهتر است در نماز جماعت شرکت نکنی، زیرا نگرانم که اگر تو بیایی، امام را بجهی و صف نماز را بهم بزنی.
هوش مصنوعی: دل من به زلف تو شبیه است به پرندهای که از دو شاهین خشمگین میترسد و به این طرف و آن طرف میرود.
هوش مصنوعی: تو بوسهای از لبانت به من دادی و این نوشیدن شکر به هیچ عنوان، ما را از نیاز به یکدیگر بینیاز نکرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.