ناز کن، ناز، که نازت به جهان میارزد
بوسهای از لب لعلت به روان میارزد
بگشا غنچهٔ لب را بنما بر همه کس
یک شکر خنده که با روح روان میارزد
رخ و زلف و خط و خالت به گلستان ماند
چه گلستان که به صد باغ جنان میارزد
ای صبوحی پس از این جای تو و میخانه
زان که خاکش به همه کون و مکان میارزد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی و ناز خود معشوق اشاره میکند و با ابراز عشق و محبت، ارزش ناز و زیبایی او را ستایش میکند. لبهای او مانند غنچهای درخشان و خندهاش جانبخش است. ویژگیهای ظاهری معشوق، چون رخ و زلف، به باغهای بهشت میماند و شاعر به میخانه نیز ارادت دارد و آن را مقدس میداند. در انتها، شاعر بر این باور است که وجود معشوق و میخانه به تمامی موجودات دنیا ارزش میدهد.
هوش مصنوعی: زیبایی و ناز تو ارزش زیادی دارد؛ حتی بوسهای از لبهای شیرینت هم به زندگی معنا و ارزش میبخشد.
هوش مصنوعی: لبهای خود را باز کن و به همه نشان بده که یک لبخند شیرین چقدر ارزش دارد، زیرا این لبخند به روح و روان انسان جان تازه میبخشد.
هوش مصنوعی: چهره، مو، خط و نقش زیبایت مانند گلستانی است که ارزشش به اندازهی صد باغ بهشت است.
هوش مصنوعی: ای صبحدوست، بعد از این باید بدانی که جای تو و میخانه بسیار باارزش است، زیرا خاک آن به تمامی جهان و مکانها میارزد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
صبحت جان جهان جان و جهان می ارزد
لعل جان پرور او جوهر جان می ارزد
گوشه ی دیر مغان گیر که در مذهب عشق
کنج میخانه طربخانه ی خان می ارزد
با چنان نادره ی دور زمان می خوردن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.