فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۱ - پیام آشوب بغداد، تاختن خسرو با سپاه، پذیرایی بزرگان و رفتن دردمند نزد پدر
چوگستهم وبندوی به آذرگشسپ
فگندند مردی سبک بر دو اسپ
که در شب به نزدیک خسرو شود
از ایران به آگاهی نو شود
فرستاده آمد بر شاه نو
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۲ - نشستن خسرو بر تخت زر، پیمان راستی و آشتی و یاد شبانهٔ هرمز
چو خسرو نشست از برتخت زر
برفتند هرکس که بودش هنر
گرانمایگان را همه خواندند
بر آن تاج نو گوهر افشاندند
به موبد چنین گفت کاین تاج وتخت
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۳ - دیدار بامدادی خسرو با هرمزد نابینا، سه آرزوی پدر و دریغ از کین بر گستهم
چو پنهان شد آن چادر آبنوس
بگوش آمد از دوربانگ خروس
جهانگیر شد تابنزد پدر
نهانش پر ازدرد وخسته جگر
چو دیدش بنالید و بردش نماز
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۴ - شنیدن بهرام از داغ و مرگ هرمز، تاختن به نهروان و تدبیر آشتی خسرو بیسپاه
چو بشنید بهرام کز روزگار
چه آمد بران نامور شهریار
نهادند بر چشم روشنش داغ
بمرد آن چراغ دو نرگس بباغ
پسر برنشست از بر تخت اوی
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۵ - دیدار خسرو و بهرام چوبین در نهروان، رد آشتی و ستیزه بر شاهی، و بریدن کمند تاج
رسیدند بهرام و خسرو به هم
گشاده یکی روی و دیگر دژم
نشسته جهاندار بر خنگ عاج
فریدون یل بود با فر و تاج
ز دیبای زربفت چینی قبای
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۶ - پند خواهر به بهرام گرد در نکوهش تاجخواهی و ناسپاسی و پاسخ او به دیرشدن کار
چوخواهرش بشنید کامد ز راه
برادرش پر درد زان رزمگاه
بینداخت آن نامدار افسرش
بیاورد فرمانبری چادرش
بیامد بنزد برادر دمان
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۷ - آهنگ شبیخون خسرو بر بهرام، پند گستهم و گردوی و گزینش یاران
وزان روی شد شهریار جوان
چوبگذشت شاد از پل نهروان
همه مهتران را زلشکر بخواند
سزاوار بر تخت شاهی نشاند
چنین گفت کای نیکدل سروران
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۸ - خواستن بهرام گروگان از خویشان سرکشان، بازگشت شبانهٔ پیک با هشدار شبیخون خسرو
وزین روی بنشست بهرام گرد
بزرگان برفتند با او وخرد
سپهبد بپرسید زان سرکشان
که آمد زخویشان شما را نشان
فرستید هرکس که دارید خویش
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۹ - حملهٔ بهرام چوبینه، وانهادن سپاه خسرو، گریز از پل نهروان و بازگشت غمگین به طیسفون
ز لشکر گزین کرد بهرام شیر
سپاهی جهانگیر وگرد و دلیر
چوکردند با او دبیران شمار
سپه بود شمشیر زن صد هزار
ز خاقانیان آن سه ترک سترگ
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۱۰ - شکایت خسرو از سرکشی بهرام، پند هرمز به گریز سوی روم و خفهکردن شاه به دست بندوی و گستهم
وزآن جایگه شد به پیش پدر
دو دیده پر از آب و پر خون جگر
چو روی پدر دید بردش نماز
همی بود پیشش زمانی دراز
بدو گفت کهاین پهلوان سوار
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۱۱ - گریز خسرو به یزدانسرای، فداکاری بندوی و فریفتن سپاه بهرام با جامهٔ شاهی
چوبهرام رفت اندر ایوان شاه
گزین کرد زان لشکر کینه خواه
زرهدار و شمشیر زن سیهزار
بدان تا شوند از پس شهریار
چنین لشکری نامبردار و گرد
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۱۲ - خبر بندوی از گریختن خسرو به روم، خشم بهرام و به بند کشیدن بندوی
چوروی زمین گشت خورشید فام
سخن گوی بندوی برشد ببام
ببهرام گفت ای جهاندیده مرد
برانگه که برخاست از دشت گرد
چو خسرو شما را بدید او برفت
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۱۳ - رایزنی گردنکشان بر شهریاری بهرام، کشیدن تیغ و پراکندگی انجمن پرآژنگ
چو خورشید خنجر کشید از نیام
پدید آمد آن مطرف زردفام
فرستاد و گردنکشان را بخواند
برتخت شاهی به زانو نشاند
بهرجای کرسی زرین نهاد
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۱۴ - شب نوشتن عهد پادشاهی بهرام، تاجگذاری و رفتن ناهمداستانان به نزد خسرو
چوپیدا شد آن چادر قیرگون
درفشان شد اختر بچرخ اندرون
چو آواز دارندهٔ پاس خاست
قلم خواست بهرام و قرطاس خواست
بیامد دبیر خردمند و راد
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۱۵ - رهایی بندوی به فریب نگهبان، کشته شدن توطئهگر در چوگان و گریز بندوی نزد موسیل ارمنی
همیبود بندوی بسته چو یوز
به زندان بهرام هفتاد روز
نگهبان بندوی بهرام بود
کزان بند او نیک ناکام بود
ورا نیز بندوی بفریفتی
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۱۶ - نامهٔ بهرام در باهله، گریز گرسنهٔ خسرو به فرات، کباب قیس و راهنمایی مهران
همیتاخت خسرو به پیش اندرون
نه آب وگیا بود و نه رهنمون
عنان را بدان باره کرده یله
همیراند ناکام تا باهله
پذیره شدندش بزرگان شهر
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۱۷ - بستن در کارستان بر سپاه خسرو، تندباد شب و پوزش رومیان، نامه به قیصر و رفتن به مانوی
چو بگذشت لشکر بران تازه بوم
بتندی همیراند تا مرز روم
چنین تا بیامد بران شارستان
که قیصر ورا خواندی کارستان
چواز دور ترسا بدید آن سپاه
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۱۸ - دیدار خسرو با راهب دیر وریغ، پیشگویی بازگشت شاهی و هشدار از گستهم
ببود اندر آن شهر خسرو سه روز
چهارم چو بفروخت گیتی فروز
بابر اندر آورد برنده تیغ
جهانجوی شد سوی راه وریغ
که اوریغ بد نام آن شارستان
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۱۹ - فرستادگان خسرو پرویز در بارگاه قیصر: نامهٔ دادخواهی و پیمان یاری
چوآمد بران شارستان شهریار
سوار آمد از قیصر نامدار
که چیزی کزین مرز باید بخواه
مدار آرزو را ز شاهان نگاه
که هرچند این پادشاهی مراست
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۲۰ - نامهٔ پاسخ قیصر به خسرو: وعدهٔ سلاح و زر و سپاه برای گذشتن آرام به ایران
دبیر جهاندیده را پیش خواند
بران پیشگاه بزرگی نشاند
بفرمود تا نامه پاسخ نوشت
بیاراست چون مرغزار بهشت
ز بس بند و پیوند و نیکو سخن
[...]
