گنجور

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۴۰ - نشست چهارم: اندرزهای شاهی و دادگری

 

برین نیز بگذشت یک هفته روز

بهشتم چو بفروخت گیتی‌فروز

بیانداخت آن چادر لاژورد

بیاراست گیتی به دیبای زرد

شهنشاه بنشست با موبدان

[...]

۱۹۶ بیت
فردوسی
 

سلطان ولد » ولدنامه » بخش ۱۳۰ - در بیان آنکه سرّ به نااهل نشاید گفتن که او را زیان دارد. زیرا هر سخن را سرّی است و هر سرّی را سرّی دیگر هرکه سخن را داند و سر سخن را نداند ناچار کژ رود و باز سر پیش سر سر همچون سخن است، کسی که سر سر را نداند شنیدن سر زیانش دارد از این سبب موسی علیه‌السلام آن شخصی را که از حضرتش زبان و حوش و طیور التماس می‌کرد منع می‌فرمود و می‌گفت سلیمانی باید که از دانش زبان مرغان زیان نکند، در حق تو دانستن آن زهر قاتل است. باز وی لابه می‌کرد و موسی منع می‌فرمود تا سؤال و جواب از حد گذشت. آخرالامر گفت «ای موسی اگر همه نباشد باری زبان خروس و سگ که در خانه و بر درند بیاموز تا محروم نروم.» موسی زیان آنرا در آن آموختن مشاهده می‌فرمود، چندانکه منعش می‌کرد ممکن نمی‌شد و پند موسی را قبول نمی‌کرد، تا عاقبت آندو زبانرا به وی آموخت و فرمود که «یقین دان که از دانش این زیانمند خواهی شدن.»

 

گرچه این نوع نکته‌ها خوب است

نزد دانا عظیم مرغوب است

از چنین قصّه غصه بستاند

هر که او سرّ کار را داند

همه را زین رسد فواید خوب

[...]

۱۹۶ بیت
سلطان ولد
 

اسیری لاهیجی » اسرار الشهود » بخش ۵۴ - حکایت ابراهیم ادهم

 

گفت چون سلطان ملک معنوی

ابن ادهم مقتدای متقی

ترک ملک بلخ و جاه و سلطنت

کرد و روی آورد سوی معرفت

مدتی در کوه نیشابور بود

[...]

۱۹۶ بیت
اسیری لاهیجی