فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۳ - خواب پیران و زادن کیخسرو، پرورش نزد شبانان، نمودن دیوانگی پیش افراسیاب و رفتن به سیاوشگرد
کزین خواب نوشین سر آزاد کن
ز فرجام گیتی یکی یاد کن
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۳ - خواب پیران و زادن کیخسرو، پرورش نزد شبانان، نمودن دیوانگی پیش افراسیاب و رفتن به سیاوشگرد
نخستین به پیمان مرا شاد کن
ز سوگند شاهان یکی یاد کن
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۲۶ - گسیل نرسی به خراسان و رای بهرام به نواختن فرستادهٔ قیصر
خراسان ترا دادم آباد کن
دل زیردستان به ما شاد کن
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۱۵ - رهایی بندوی به فریب نگهبان، کشته شدن توطئهگر در چوگان و گریز بندوی نزد موسیل ارمنی
ز بند این دو پای من آزاد کن
نخستین ز خسرو برین یادکن
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۶۰ - بزم بهاری باغ خسرو، آوردن گربهٔ آراستهٔ گردیه و کشتن مرد بدکیش ری
بمن بخش ری را خرد یاد کن
دل غمگنان از غم آزاد کن
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۳ - داد هرمز، تاختن ساوه شاه و روم و خزر، پیشگویی مهران ستاد و آمدن بهرام چوبینه
برو راه این لشکر آباد کن
علف ساز و از تیغ ما یاد کن
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۵ - گفتوگوی درشت بهرام و ساوه شاه، تنگنای هری و نیایش بهرام پیش از رزم
مرا و سپاه مرا شاد کن
وزین جنگ ما گیتی آباد کن
فردوسی » شاهنامه » داستان دوازده رخ » بخش ۳ - آگاهی از لشکر افراسیاب، بسیج کیخسرو و گسیل چهار سپاه به جنگ توران
به هر کار با هر کسی داد کن
ز یزدان نیکی دهش یاد کن
فردوسی » شاهنامه » داستان دوازده رخ » بخش ۸ - رجزخوانی هومان با رهام و فریبرز و گودرز، افکندن چهار روزبان و شرمساری سپهبد
یکی داستان از کیان یاد کن
ز فام خرد گردن آزاد کن
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۳۸ - وصیت کیخسرو در آستانهٔ رفتن: سپردن گنجها به گودرز و بخشش خواسته به یلان و بینوایان
بدین گنج بادآور آباد کن
درم خوار کن مرگ را یاد کن
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۴۴ - وداع کیخسرو با ایرانیان و کنیزان، سپردن تاج به لهراسب و عزیمت به کوه با پهلوانان
همه داد جوی و همه داد کن
ز گیتی تن مهتر آزاد کن
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۶۸ - جنگ میان گو و طلخند
دل من بدین آشتی شاد کن
ز فام خرد گردن آزاد کن
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۸ - در صفت جان و تن گوید
گرت جان گرامیست پس داد کن
ز یزدان و پادافرهش یاد کن
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۹۰ - پند دادن اثرط گرشاسب را
همه کار مردان با داد کن
سخنشان به هر انجمن یادکن
سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۳۷ - رفتن فرامرز به هندوستان در شهر نوشاد و پذیره شدن نوشاد وآمدن در شهر به عقب او
فرامرز گفتا که دل شادکن
وز اندوه دختر دل آزاد کن
سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۱۱۶ - نامه شاه کیخسرو به فرامرز
زمین یکسر از داد آباد کن
خرد را به هر کار بنیاد کن
ابوالفرج رونی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۸۱ - ایضاً له
خسروا گیتی به عدل آباد کن
وز فراموشان عالم یاد کن
جام می بر کاخ عدل آباد نوش
خرمی در کاخ عدل آباد کن
رسم نوشروان عادل تازه دار
[...]
ایرانشان » کوشنامه » بخش ۲۲ - داستان اسکندر در خاور
دل من بدین دشمنان شاد کن
سپاه مرا از بد آزاد کن
