فردوسی » شاهنامه » رزم کاووس با شاه هاماوران » بخش ۲ - خواستگاری کاووس از سودابه دختر شاه هاماوران و ازدواج با او
همی خواهد از من که بیکام من
ببرد دل و خواب و آرام من
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۱۹ - بزم نیمروز نزد اسفندیار، پند آشتی رستم و پیمان نبرد فردا
هم از بند او بد شود نام من
بد آید ز گشتاسپ انجام من
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۹ - وصیت واپسین و مرگ اسفندیار، سپردن بهمن به رستم و هشدار زواره
به خوبی شده در جهان نام من
ز گشتاسپ بد شد سرانجام من
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اردشیر نکوکار » پادشاهی اردشیر نکوکار
جهان گر شود رام با کام من
ببینند تیزی و آرام من
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۳۸ - مرثیهٔ فردوسی: مرگ پسر به جای پدر، ملامت شتاب او و نیایش آمرزش
که نوبت مرا بود بیکام من
چرا رفتی و بردی آرام من
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۴۱ - درکشیده شدن دختر خاتون به دم شیر کپی و پیمان بهرام بر کشتن اژدها
اگر ننگ باشد وگر نام من
بگویم برآید مگر کام من
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۷۶ - شاخ گوهر باغبان و یافتن خسرو، پیشگویی مرگ میان دو کوه و تخت کوتاه قباد
کجا آن همه کام و آرام من
که بر تاجها بر بدی نام من
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۵ - گفتوگوی درشت بهرام و ساوه شاه، تنگنای هری و نیایش بهرام پیش از رزم
نیابی جز این نیز پیغام من
اگر سربپیچانی از کام من
فردوسی » شاهنامه » داستان خاقان چین » بخش ۳ - گفتگوی هومانِ ناشناس با رستم، طلب خون سیاوش و آگاهی پیران و خاقان از هویت او
بپرسیدی از گوهر و نام من
به دل دیگر آمد ترا کام من
فردوسی » شاهنامه » داستان بیژن و منیژه » بخش ۸ - پیام گرگین به رستم، بخشایش کیخسرو و تدبیر نهانی رفتن به توران با گنج و هفت یل
مگر باز گردد ز بد نام من
بپیران سر این بد سرانجام من
فردوسی » شاهنامه » داستان دوازده رخ » بخش ۹ - پافشاری بیژن بر نبرد با هومان، ستاندن درع سیاوش و پیمان جنگ بامدادی
بدو گفت بیژن که گر کام من
نجویی نخواهی مگر نام من
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۳۹ - فرارسیدن هنگام کیخسرو، زاری مهتران و سخن زال در کردارهای رستم و بیهمتایی او
به ایرانیان گفت هنگام من
فراز آمد و تازه شد کام من
عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۱۰ - شدن لشکر بنی شیبه به حی بنی ضبه
بگفت ای نگارین دل آرام من
مباد ایچ بی تو خوش ایام من
عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۱۹ - صفت خواندن ورقه مادر گلشاه را و زاری کردن
سوی باب گلشاه پیغام من
ببر، گو مبر از من آرام من
عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۲۰ - پیمان بستن ورقه و گلشاه
چنین گفت کای نزهت کام من
ز نامت مبادا جدا نام من
عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۳۶ - دیدن ورقه و گلشاه یکدیگر را
به تو باد فرخنده ایام من
مبُراد از مهر تو کام من
عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۳۹ - چو گفت این، بگفتش که ای رادمرد
بنالید و گفت ای دلارام من
ز مهرت سیه گشت ایام من
عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۴۳ - سه روز و سه شب همچنان در عذاب
بگفتش: چه بود ای دلارام من؟
بگو هین که تیره شد ایام من!
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۱۸ - شناختن شهریار مرجانه جادو را گوید
چو نیکو فتادی تو در دام من
برآمد کنون از تو خود کام من
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۵۱ - بازگشتن نقابدار سرخ پوش و شهریار از یکدیگر گوید
بترسم که جز این سرانجام من
دگرگون شود گم شود نام من
