رودکی » مثنویها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۷۶
مار و غنده کربشه با کژدمان
خورد ایشان گوشت روی مردمان
فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۲۶ - زادن رستم، نامگذاری او، فرستادن پیکرش نزد سام و رشد شگفتانگیز کودک
فرستاده آمد چو باد دمان
بر زال روشن دل و شادمان
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۳ - خواب پیران و زادن کیخسرو، پرورش نزد شبانان، نمودن دیوانگی پیش افراسیاب و رفتن به سیاوشگرد
وزانجا بر خسرو آمد دمان
رخی ارغوان و دلی شادمان
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی دارای داراب چهارده سال بود » بخش ۴ - نبرد یکهفتهٔ اسکندر و دارا، گریز سپاه ایران و پیروزی بر لب رود
سپاه سکندر پس اندر دمان
یکی پرغم و دیگری شادمان
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۹ - خشم بهرام گور بر ده بیآفرین، ویرانی از همهمهتری و آبادی دوباره با یک کدخدا
دگر گفت موبد بدان مردمان
که جاوید دارید دل شادمان
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شیرویه » بخش ۱ - پیام شیروی به خسرو زندانی: نکوهش گناهان، خواست پوزش و فال شوم بهی
بخواهد شدن بخت زین دودمان
نماند درین تخمه کس شادمان
فردوسی » شاهنامه » داستان دوازده رخ » بخش ۱۳ - پاسخ نامهٔ کیخسرو به گودرز، گسیل طوس و آراستن سپاه و چارهجویی پیران
هجیر آمد از پیش خسرو دمان
گرازان و خندان و دل شادمان
فردوسی » شاهنامه » داستان دوازده رخ » بخش ۳۶ - دیدار خسرو با سپاه پس از پیروزی، سوگ بر پیران و کشتن گروی زره
سپهدار گودرز با دودمان
ز بهر دل من چو آتش دمان
سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۱۲ - زخم زدن بانو گشسب بر رستم
که دشمن نسازی به ما شادمان
نیاری شکست اندر این دودمان
سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۱۸۰ - آمدن فرامرز و شبیخون زدن بر لشکر بهمن
از آن پس فرامرز با مردمان
بگفت آن دل و دیده دودمان
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۶۳ - رسیدن شهریار به بیشه دویم و جنگ او با گرگان گوید
زند شاخ بر ناف فیل دمان
برآردش از جا چو کوه دمان
ایرانشان » کوشنامه » بخش ۲۵ - فرود آمدن بر دامن کهسار و گفتگوی اسکندر با «مهانش»
به دیدار ایشان شد او شادمان
چنین گفت کای نیکدل مردمان
ایرانشان » کوشنامه » بخش ۹۹ - نامهٔ کوش پیلدندان به طیهور
به شهر بسیلا در آمد دمان
به خسرو خبر داد از آن مردمان
ایرانشان » کوشنامه » بخش ۱۹۹ - رفتن نستوه با لشکر به جانب ماوراء النهر
چهارم تبیره، سپیدهدمان
بغرّید و شد نای رویین، دمان
ایرانشان » کوشنامه » بخش ۲۶۱ - حرکت کوش و سپاه از آمل برای پیگار با سیاهان مازندران
چو آگاه شد کوش، شد شادمان
که در اندلس یافت آن مردمان
ایرانشان » کوشنامه » بخش ۳۱۵ - گفتگوی قارن با سلم در بسیاری سپاه کوش
وزآن روی قارن برآمد دمان
سوی خیمهٔ سلم شد شادمان
ایرانشان » کوشنامه » بخش ۳۶۱ - خواهش دیگر شاه جابلق از کوش برای روستای بیآب کشورش
شود کشور آباد و من شادمان
برآساید از غم دل مردمان
ایرانشان » بهمننامه » آغاز داستان » بخش ۷ - در آمدنِ لؤلؤ پیش کتایون و شکایت کردن از پارس
چنین گفت کاین بیخرد خادمان
کِه از مِه ندانند این مردمان
ایرانشان » بهمننامه » آغاز داستان » بخش ۲۷ - آمدن جاماسب و پشوتن پیش شاه بهمن
بدارید بر جای بر، دودمان
بباشید روشندل و شادمان
ایرانشان » بهمننامه » داستان اندر لشکر آراستن شاه بهمن به رزم فرامرز به کین اسفندیار » بخش ۱۶ - رفتن شاه بهمن به شکار و آن شگفتی دیدن و خواستن دختر اسلم را
دوان آهو و بهمن از پس دمان
دل از رنگ و خوبی شده شادمان
