فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۱ - پادشاهی جمشید هفتصد سال بود
ز کتّان و ابریشم و موی قز
قصب کرد پر مایه دیبا و خز
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود » بخش ۲۰ - سخن دقیقی: بازگشت گشتاسپ، بخشش همای به اسفندیار و تعقیب ارجاسپ
بفرمود و گفت ای گو رزمسار
یکی بر پی شاه توران بتاز
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۶ - آمدن سیمرغ به خواندن زال، درمان رستم و رخش و نمودن راز تیر گز
چو ببرید رستم تن شاخ گز
بیامد ز دریا به ایوان و رز
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۶ - آمدن سیمرغ به خواندن زال، درمان رستم و رخش و نمودن راز تیر گز
به زه کن کمان را و این چوب گز
بدین گونه پرورده در آب رز
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۸ - تیر گز بر چشم اسفندیار، افتادن رویینتن و گفتگوی واپسین با رستم
کمان را به زه کرد و آن تیر گز
که پیکانش را داده بد آب رز
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شاپور ذوالاکتاف » بخش ۵ - سفر نهانی شاپور به روم در کسوت بازرگان، دوختن در پوست خر و تاختن قیصر بر ایران
به بازارگانی برفتم ز جز
یکی کاروان دارم از خز و بز
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۶ - تأمل بهرام گور در مرگ، کشتن شیران به شمشیر در جز و فرمان داد
چو با مهرگانی بپوشیم خز
به نخچیر باید شدن سوی جز
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۶ - تأمل بهرام گور در مرگ، کشتن شیران به شمشیر در جز و فرمان داد
بیابان که من دیدهام زیر جز
شده چون بن نیزه بالای گز
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۶ - تأمل بهرام گور در مرگ، کشتن شیران به شمشیر در جز و فرمان داد
بگوید که بر کوی بر شهر جَز
گر از گوهر و زر و دیبا و خز
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۷ - شکار بهرام گور: زخم شگفت تیر و تیغ، بخشش گوران و باژ، آراستن شبستان در اصطخر
ز بر کوی با نامداران جز
ببردند بسیار دیبا و خز
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۱۵ - رهایی بندوی به فریب نگهبان، کشته شدن توطئهگر در چوگان و گریز بندوی نزد موسیل ارمنی
بدو گفت ای بتر از خار گز
به میدان که پوشد زره زیر خز
عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۲۰ - پیمان بستن ورقه و گلشاه
بورقه چنین گفت گلشه کی خیر
سوی مامک و بابکم شو تو نیز
عسجدی » اشعار باقیمانده » شمارهٔ ۴۴ - وله
به یکی تیر همی فاش کند راز حصار
ور بر او کرده همی قیر بود رازیجر
بیکی تیر همی فاش کند راز حصار
ور بروه کرده بود قیر به جای گل راز
فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۵۶ - در مدح امیر ابواحمد محمد بن محمود بن ناصر الدین سبکتگین گوید
تا لاله خودروی نگردد چو گل سیب
تا نرگس خوشبوی نگردد چو گل ناز
ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۷
کسی پر خانه دشتی دید هرگز
نه دیوار و نه در بل پست و موجز؟
دو لشکر صفزده در خانههاشان
پس هر لشکری یکی مجاهز
وزیر و شاه و پیلان و سواران
[...]
ازرقی هروی » قصاید » شمارهٔ ۲۳
کرده چون شاعر تشبیه حسامت بپرند
چون پرند او را دستیست بخون در آغاز
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۶ - در صفت طبایع چهارگانه گوید
ز هر گونه نو جانور صد هزار
کند عرض یزدان درین عرصه راز
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۱۸ - جواب دادن ویس رسول شاه موبد را
نگر تا تو نپنداری که هرگز
مرا زنده به زیر آری ازین دز
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۲۷ - اندر باز آمدن دایه به نزدیک رامین به باغ
نفرموشم ز دل یاد تو هرگز
نه روز رام نه روز هزاهز
