ابوالمؤید بلخی » اشعار پراکنده » شمارهٔ ۲ - ابیاتی از یک قصیده
انگشت را ز خون دل من زند خضاب
کفی کزو بلای تن و جان هر کس است
عناب و سیم اگر نبودمان روا بود
عناب بر سبیکهٔ سیمین او بس است
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۱ - فریب گرسیوز، خشم افراسیاب و بریدن سر بیگناه سیاوش به دست گروی زره
از ایرانیان دشت پر کرگس است
گر از کین بترسی ترا این بس است
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۸ - جستن هفتسالهٔ گیو در توران، یافتن کیخسرو کنار چشمه و نبرد با سپاه پیران
ترا زین جهان شادمانی بس است
کجا رنج تو بهر دیگر کس است
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۸ - جستن هفتسالهٔ گیو در توران، یافتن کیخسرو کنار چشمه و نبرد با سپاه پیران
که با او بگفت آن که جز تو کس است
که اندر جهان کردگار او بس است
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۸ - جستن هفتسالهٔ گیو در توران، یافتن کیخسرو کنار چشمه و نبرد با سپاه پیران
چنین داد پاسخ که دانش بس است
ولیکن پراگنده با هر کس است
فردوسی » شاهنامه » داستان کاموس کشانی » بخش ۱ - دیباچهٔ رزم کاموس: ستایش یزدان، شگفتی رستم و آغاز گفتار
شگفتی به گیتی ز رستم بس است
کزو داستان بر دل هرکس است
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی لهراسپ » بخش ۱۷ - تاجگذاری گشتاسپ نزد زریر، آمدن قیصر و کتایون، و سپردن تخت از لهراسپ
ز گیتی یکی کنج ما را بس است
که تخت مهی را جز از من کس است
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود » بخش ۳۳ - گفتار گشتاسپ با اسفندیار، پیمان رهایی خواهران و گسیل سپاه به توران
مرا جایگاه پرستش بس است
نه فرزند من نزد دیگر کس است
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۴ - کشتن دو شیر، شب زناشویی پنهان بهرام با آرزو در خان ماهیار و فاش شدن هویت
همان چامه و چنگ ما را بس است
نثار زنان بهر دیگر کس است
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۶ - تأمل بهرام گور در مرگ، کشتن شیران به شمشیر در جز و فرمان داد
ز گیتی ستایش به ما بر بس است
که گنج درم بهر دیگر کس است
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۶۲ - تولد شیروی و نام دوگانهاش، فال شوم اخترشناسان، اندوه خسرو و دلجویی موبد
ازان پس بدو گفت یزدان بس است
کجا برتر از دانش هر کس است
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۳ - نامهٔ رستم فرخزاد به سعد وقاص: نکوهش آز عرب و پند پرهیز از جنگ
به ایران تو را زندگانی بس است
که تاج و نگین بهر دیگر کس است
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۱۲ - کشتن یزدگرد به فرمان ماهوی در آسیا، به آب افکندن تنش و ساختن دخمه به دست راهبان
تو را در بهشت است تخت این بس است
زمین بلا بهر دیگر کس است
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۳ - در ستایش دین گوید
همه هست در دین و زینسان بس است
ولیک آگه از کارشان کو کس است
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۱۰۳ - پرسش دیگر از جان
خرمند اگر با غم و بی کس است
خرد غمگسار و کس او بس است
ایرانشان » کوشنامه » بخش ۱۸ - پادشاهی اِفریقس
یکی پادشاهی افریقس است
که پند همه خسروان او بس است
ایرانشان » کوشنامه » بخش ۱۱۲ - درمان کردن پزشک هندی ضحاک ماردوش را
سخنها مرا این شگفتی بس است
شناسندهٔ مرتبهیْ هرکس است
سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۰
غم خوردن این جهان فانی، هوس است
از هستی ما به نیستی، یک نفَس است
نیکویی کن اگر ترا دسترس است
کاین عالم، یادگار بسیار کس است
سنایی » طریق التحقیق » بخش ۶۶ - خسر الدنیا و الآخرة ذلک هو الخسران المبین
کار و بار جهانیان هوس است
وین همه طمطراق یک نفس است
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الاوّل: در توحید باری تعالی » بخش ۳۳ - اندر رزق گوید
کدخدایی همه غم و هوس است
کد رها کن ترا خدای بس است
