گنجور

 
۱
۲
۳
…
۷
 

ابوالمؤید بلخی » اشعار پراکنده » شمارهٔ ۲ - ابیاتی از یک قصیده

 

انگشت را ز خون دل من زند خضاب

کفی کزو بلای تن و جان هر کس است

عناب و سیم اگر نبودمان روا بود

عناب بر سبیکهٔ سیمین او بس است

۲ بیت
ابوالمؤید بلخی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۳ - در ستایش دین گوید

 

همه هست در دین و زینسان بس است

ولیک آگه از کارشان کو کس است

۱ بیت
اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۱۰۳ - پرسش دیگر از جان

 

خرمند اگر با غم و بی کس است

خرد غمگسار و کس او بس است

۱ بیت
اسدی توسی
 

ایرانشان » کوش‌نامه » بخش ۱۸ - پادشاهی اِفریقس

 

یکی پادشاهی افریقس است

که پند همه خسروان او بس است

۱ بیت
ایرانشان
 

ایرانشان » کوش‌نامه » بخش ۱۱۲ - درمان کردن پزشک هندی ضحاک ماردوش را

 

سخن‌ها مرا این شگفتی بس است

شناسندهٔ مرتبه‌یْ هرکس است

۱ بیت
ایرانشان
 

سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۰

 

غم خوردن این جهان فانی‌، هوس است

از هستی ما به نیستی‌، یک نفَس است

نیکویی کن اگر ترا دسترس است

کاین عالم‌، یادگار بسیار کس است

۲ بیت
سنایی
 

سنایی » طریق التحقیق » بخش ۶۶ - خسر الدنیا و الآخرة ذلک هو الخسران المبین

 

کار و بار جهانیان هوس است

وین همه طمطراق یک نفس است

۱ بیت
سنایی
 
 
۱
۲
۳
…
۷
 
تعداد کل نتایج: ۱۳۶