فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود » بخش ۵ - سخن دقیقی: نامهٔ تهدیدآمیز ارجاسپ به گشتاسپ و فراخواندن او به ترک دین زرتشت
سخن گفتش از دوزخ و از بهشت
به دلت اندرون هیچ شادی نهشت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود » بخش ۲۷ - فرمان ارجاسپ به کهرم، تاختن بر بلخ و کشته شدن لهراسپ و سوختن آتشکده
ز خونشان بمرد آتش زرد هشت
ندانم جزا جایشان جز بهشت
فردوسی » شاهنامه » داستان هفتخوان اسفندیار » بخش ۵ - خان چهارم اسفندیار: هشدار گرگسار، فریب زن جادو و کشتن او با زنجیر زردشت
به بازوش در بسته بد زردهشت
به گشتاسپ آورده بود از بهشت
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۱۷ - پاسخ اسفندیار به رستم: فخر به نژاد، شکستن بند و گشودن روییندژ
برافراختم آتش زردهشت
که با مجمر آورده بود از بهشت
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۰ - سخن تلخ رستم بر در سراپرده، پند آشتی پشوتن و پافشاری اسفندیار بر جنگ
نشسته به یک دست او زردهشت
که با زند واست آمدست از بهشت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۵ - دیدار خسرو و بهرام چوبین در نهروان، رد آشتی و ستیزه بر شاهی، و بریدن کمند تاج
بدان دین که آورده بود از بهشت
خرد یافته پیر سر زردهشت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۱۷ - گرایش نوشزاد به دین مسیح و زندانی شدن او
چو دوزخ بدانست و راه بهشت
عُزیر و مسیح و ره زردهشت
ایرانشان » بهمننامه » آغاز داستان » بخش ۴ - نامه نوشتن رستم زال پیش شاه کشمیر
بدان دادگر کآفرید او بهشت
بدان نور کآورده بُد زردهشت
ایرانشان » بهمننامه » رفتن شاه بهمن به کشمیر به طلب دختران و خواهران فرامرز » بخش ۵ - گفتار اندر (آمدن) شاه بهمن به شهر کشمیر به ابراز شاه صور
یکی کاخ دید او که اندر بهشت
نشانی نداده چنان زرد هشت
نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرفنامه » بخش ۴۵ - مهمانی کردن خاقان چین اسکندر را
برآراست بزمی چو روشن بهشت
که دندان شیران بر آن شیره هشت
نجمالدین رازی » مرصاد العباد من المبدأ الی المعاد » باب پنجم » فصل دوم
چنین خواندم از دفتر زردهشت
که دانا بود بیگمان در بهشت
سلطان ولد » ولدنامه » بخش ۱۵۴ - در بیان آنکه ولی خدا در زمان خود نوح وقت است و عنایت او همچو کشتی است او طوفان بلانگاه دارنده و در تقریر آنکه طوفان آب اگرچه بلاست اما سهل است، زیرا آن بلا بر اجسام است.طوفان جهل از آن مشکلتر است زیرا هر که در او غرق شد ابدالآباد خلاص نیابد
دوزخی خویش را نموده بهشت
همه را تا فنا نکرد نهشت
حکیم نزاری » رباعیات » شمارهٔ ۷۱
زان طایفه نیستم که نازم به بهشت
بازش که برون کرد و که بردش به بهشت
گوساله سامری سخن گوی که کرد
موسی ز که خشم کرد و ثعبان به که هشت
صائب » دیوان اشعار » متفرقات » شمارهٔ ۱ - مثنوی رزمیه (کذا) (قندهارنامه)
اثر در جهان از مناهی نهشت
ز تقوی جهان شد چو خرم بهشت
صفایی جندقی » دیوان اشعار » رقیهنامه » بخش ۲
خود ملاقات بزرگان در بهشت
در پی ما چون دلت ازدست هشت
نیر تبریزی » آتشکدهٔ نیر (اشعار عاشورایی) » بخش ۲ - ورود حضرت ابی عبدالله علیه السلام به زمین کربلا و خطبهٔ آن حضرت در شب عاشورا و تفرّق لشگر
پرده از دیدار یکیک باز هشت
جایشان بنمود در باغِ بهشت
نیر تبریزی » آتشکدهٔ نیر (اشعار عاشورایی) » بخش ۳۷ - واقعهٔ دیر و اسلام آوردن راهب
بوالبشر از شور این سر از بهشت
سر بدین دیر خراب آباد هشت
صفی علیشاه » زبدة الاسرار » دفتر دوم » بخش ۳۹ - در بیان آنکه عجز و انکسار و لابه و گریه سالک را شرط سلوک است و از لوازم محبت و به نور گریه پرده های ظلمانی انانیتش رقیق گردد
روز و شب نام حسین(ع) ا ز لب نهشت
بطن ماهی تا بر او شد چون بهشت
صفی علیشاه » تفسیر منظوم قرآن کریم » ۵۵- سوره الرّحمن » ۶- آیات ۵۲ تا ۶۱
بر چه نعمت پس ز نعمت ها که هِشت
هستتان تکذیب آیا در بهشت
الهامی کرمانشاهی » شاهدنامه (چهار خیابان باغ فردوس) » خیابان سوم » بخش ۵۹ - بردن مرغ خون آلودی خبر شهادت امام(ع)
به من سایه افکند مرغ بهشت
ز آزار و کوریم نامی نهشت
