فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۳ - کابوس ضحاک و پیشبینی موبدان برآمدن فریدون را
کجا نام او آفریدون بود
زمین را سپهری همایون بود
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۳ - آگاهی سلم و تور از منوچهر
چنان نامور بیهنر چون بود
کش آموزگار آفریدون بود
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۳ - زادن سیاوش، پرورشش به دست رستم، بازگشت به کاووس و آغاز دلباختگی سودابه
به ویژه که پیوستهٔ خون بود
چو از دور بیند ترا چون بود
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۴ - کامجویی سودابه از سیاوش، تهمت ناروا و گذر بیگزند او از کوه آتش
مرا نیز پایاب او چون بود
مگر دیده همواره پرخون بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهمن اسفندیار صد و دوازده سال بود » بخش ۱ - نشستن بهمن بر تخت نیا، انجمن کین اسفندیار و تاختن سپاه به سیستان
به کردار شاه آفریدون بود
چو خونین بباشد همایون بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی دارای داراب چهارده سال بود » بخش ۶ - شکست سوم دارا، زنهار سکندر در اصطخر و رای مهتران به نامه و مدارا
ببینیم فرجام تا چون بود
که گردش ز اندیشه بیرون بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۴۳ - دردمندی اسکندر در بابل، نامهٔ مرگ به مادر و وصیت روشنک، دختر کید و تابوت زرین
بدار و ببخش آنچ افزون بود
وز اندازهٔ خویش بیرون بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۱۲ - شکست و کشتن اردوان، زناشویی اردشیر با دختر او و بنیاد شارستان گور
هران بد کز اندیشه بیرون بود
ز بخشش به کوشش گذر چون بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۴ - کشتن دو شیر، شب زناشویی پنهان بهرام با آرزو در خان ماهیار و فاش شدن هویت
شب تیره از رسم بیرون بود
نه آیین شاه آفریدون بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۳۵ - کشتن کرگ خونریز هند به دست بهرام، بریدن سر او و آفرین شنگلِ دلغمگین
به جای دگر مرگ من چون بود
که اندیشه ز اندازه بیرون بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۶ - پند خواهر به بهرام گرد در نکوهش تاجخواهی و ناسپاسی و پاسخ او به دیرشدن کار
ندانم سرانجام این چون بود
همیشه دو چشمم پر از خون بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۱۸ - دیدار خسرو با راهب دیر وریغ، پیشگویی بازگشت شاهی و هشدار از گستهم
گرین رفتن من همایون بود
نگه کن که فرجام من چون بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۵۴ - کینهٔ نهان خسرو، بستن بندوی و مرگ او با بریدن دست و پا
چوروشن روانم پر از خون بود
همی پادشاهی کنم چون بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۴ - رای بهرام بر رزم با ساوه شاه، سپردن درفش رستم و تاختن به دشت هری
از این مایه گر لشکر افزون بوَد
ز مردی و از رای بیرون بوَد
فردوسی » شاهنامه » داستان دوازده رخ » بخش ۱۱ - شبیخون سپیدهدم نستیهن، کشته شدنش به گرز بیژن و سوگ پیران بر برادر
بر آن سان که رسم شبیخون بود
سپهدار داند که آن چون بود
عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۱۴ - چو شد یار با بارهٔ گام زن
که تا جنگ آن هر دوان چون بود
از آن دو بمردی کی افزون بود
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۱۹ - هنرها نمودن گرشاسب پیش ضحاک
چو نبود دل از بس غمش خون بود
چو باشد غم آنگاه افزون بود
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۱۹ - نامه نوشتن موبد نزد شهرو و فریفتن به مال
جز این بسیار چیز گونهگون بود
کجا از وصف و اندازه برون بود
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۲۲ - رسیدن شاه موبد به مرو با ویس و جشن عروسى
چو در شهر این نشاط گونهگون بود
سرای شاه خود دانی که چون بود
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۵۶ - نامه نوشتین رامین به ویس و بیزارى نمودن
نهیب من ز هجرانت فزون بود
که با او چشم من دریای خون بود
