رودکی » مثنویها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۶۵
دم سگ بینی ابا بتفوز سگ
خشک گشت، کش نجنبد هیچ رگ
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گرشاسپ » بخش ۲ - جستجوی رستم به دنبال اسب، یافتن رخش و رام کردن او
گشاده زنخ دیدش و تیزتگ
بدیدش که دارد دل و تاو و رگ
فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱۴ - خروش سهراب بر کاووس، برکندن سراپرده، دیدار نخست با رستم و انکار نام
ز تندی به جوش آمدش خون برگ
نشست از بر بارهٔ تیزتگ
فردوسی » شاهنامه » داستان هفتخوان اسفندیار » بخش ۸ - گذر شبانهٔ اسفندیار از دریای بیبن، کشتن گرگسار و دو ترک و نومیدی از رویین دژ
همی رفت پیش اندرون چار سگ
سگانی که گیرند آهو به تگ
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شاپور سوم » پادشاهی شاپور سوم
جهان شد پر از یوز و بازان و سگ
چه پرنده و چند تازان به تگ
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۵ - دیدار خسرو و بهرام چوبین در نهروان، رد آشتی و ستیزه بر شاهی، و بریدن کمند تاج
بدرند بر تنت بر پوست و رگ
سپارند پس استخوانت به سگ
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۹ - حملهٔ بهرام چوبینه، وانهادن سپاه خسرو، گریز از پل نهروان و بازگشت غمگین به طیسفون
بیامد دمان تا بر آن سه ترک
نه ترک دلاور سه پیل سترگ
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۶۶ - آرایش نخچیر پرویز، زاری شیرین بر بام ایوان و پیوند به آیین پیشین
قلاده بزر بسته صد بود سگ
که دردشت آهو گرفتی بتگ
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۳ - نامهٔ رستم فرخزاد به سعد وقاص: نکوهش آز عرب و پند پرهیز از جنگ
که او را به باید به یوز و به سگ
که در دشت نخچیر گیرد به تگ
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۸ - بستن پرموده و نهفتن خواسته، خلعت زنانِ شاه به بهرام و رویگردانی سپاه
تو را ناسزا خواند وسرسبک
ورا شاه ایران ومغزی تُنُک
فردوسی » شاهنامه » داستان کاموس کشانی » بخش ۲ - شرمساری لشکر از کشتن فرود، خشم کیخسرو و پوزش طوس به خواهش رستم
نه در سرش مغز و نه در تنش رگ
چه طوس فرومایه پیشم چه سگ
فردوسی » شاهنامه » داستان بیژن و منیژه » بخش ۱۲ - یورش شبانهٔ رستم بر درگاه افراسیاب، بانگ رهایی بیژن، گریز شاه توران و تاراج کاخ
سواران ز بس رنج و اسبان ز تگ
یکی را بتن بر نجنبید رگ
فردوسی » شاهنامه » داستان دوازده رخ » بخش ۲۵ - رخ پنجم: نبرد رهام با بارمان، کشتن او به نیزه و بردنش به کین سیاوش
جدا شد ز باره هم آنگاه ترک
ز اسب اندر افتاد ترک سترگ
فردوسی » شاهنامه » داستان دوازده رخ » بخش ۲۸ - رزم هشتم گردان: نبرد زنگهٔ شاوران با اوخواست، آسودن از تف دشت و اسیر کردن حریف
فروماند اسبان جنگی ز تگ
که گفتی به تنشان نجنبید رگ
عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۹ - شعر گفتن ورقه
نگارم شد و شد ز هجرش مرا
هم از دل نشاط و هم از روی رنگ
عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۹ - شعر گفتن ورقه
کنون کم قضا سوی اوره نمود
نگیرم دگر در صبوری درنگ
عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۹ - شعر گفتن ورقه
نیارم شبیخون، نسازم کمین
کزین هر دو بر مرد عارست و ننگ
عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۹ - شعر گفتن ورقه
بخون ربیع ابن عدنان کنون
بشویم دل و جان به شمشیر جنگ
عسجدی » اشعار باقیمانده » شمارهٔ ۵۵ - وله
چو مشک بویا لیکنش نافه بوده ز غژب
چو شیر صافی، پستانش بوده از پاشنگ
