بخش ۲۸ - رزم هشتم گردان: نبرد زنگهٔ شاوران با اوخواست، آسودن از تف دشت و اسیر کردن حریف
به هشتم ز گردان ناماوران
بشد ساخته زنگهٔ شاوران
که همرزمش از تخم اوخواست بود
که از جنگ هرگز نه بر کاست بود
گرفتند هر دو عمود گران
چو او خواست با زنگهٔ شاوران
بگشتند ز اندازه بیرون به جنگ
ز بس کوفتن گشت پیکار تنگ
فروماند اسبان جنگی ز تگ
که گفتی به تنشان نجنبید رگ
چو خورشید تابان ز گنبد بگشت
به کردار آهن بتفسید دشت
چنان تشنه گشتند کز جای خویش
نجنبید و ننهاد کس پای پیش
زبان برگشادند یک با دگر
که اکنون ز گرمی بسوزد جگر
بباید برآسود و دم برزدن
پس آنگه سوی جنگ بازآمدن
برفتند و اسبان جنگی به جای
فراز آوریدند و بستند پای
به آسودگی باز برخاستند
به پیکار کینه بیاراستند
به کردار آتش ز نیزه سوار
همی گشت بر مرکز کارزار
بدآنگه که زنگه بر او دست یافت
سنان سوی او کرد و اندر شتافت
یکی نیزه زد بر کمرگاه اوی
کز اسبش نگون کرد و برزد به روی
چو رعد خروشان یکی ویله کرد
که گفتی بدرید دشت نبرد
فرود آمد از باره شد نزد اوی
بر آن خاک تفته کشیدش به روی
مر او را به چاره ز روی زمین
نگون اندر افگند بر پشت زین
نشست از بر اسب و بالا گرفت
به ترکان چه آمد ز بخت ای شگفت
بر آن کوه فرخ برآمد ز پست
یکی گرگ پیکر درفشی به دست
بشد پیش یاران و کرد آفرین
ابر شاه و بر پهلوان زمین


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
زنگهٔ شاوران اوخواست
هوش مصنوعی: در هشتمین رزم گردان نامآوران، زنگه شاوران و همرزمانش که از تخم اوخواست بودند، به نبرد پرداختند. این نبرد بسیار شدید و بیرحمانه بود، به طوری که اسبان جنگی از شدت جنگ خسته و بیحرکت ماندند. پس از مدتی استراحت، دوباره به میدان جنگ برگشتند. زنگه نهایتاً با حرکتی شجاعانه، حریف خود را از اسب به زمین انداخت و بر او پیروز شد. سپس، بر تپهای بالا رفت و بر یاران خود آفرین گفت و به تواضع نسبت به قهرمانان دیگر پرداخت.
هوش مصنوعی: در هشتمین نبرد، گروهی از جنگجویان نامآور به زنگهٔ شاوران وارد شدند.
هوش مصنوعی: همرزم او خواست، از نسل اوخواست بود و او هیچگاه از درگیری و جنگ کاسته نمیشد.
هوش مصنوعی: هر دو حریف، عصای سنگینی را به دست گرفتند، مانند اوخواست که با زنگهٔ شاوران (یکی از شخصیتهای داستان) مبارزه میکند.
هوش مصنوعی: در این نبرد، به دلیل شدت و فراوانی ضربهها و مجادلات، طرفین از حد و اندازه خارج شدند و درگیر جنگی بسیار فشرده و نزدیک شدند.
هوش مصنوعی: اسبان جنگی خسته ماندهاند و از شدت ضربات جنگ نتوانستهاند اینجا و آنجا حرکت کنند، به طوری که به نظر میرسد رگهای بدنشان به سختی زیر فشار هستند.
هوش مصنوعی: چنان که خورشید در آسمان به دور خود میچرخد، مانند آهن که دشت را به شدت گرم میکند و آن را میسوزاند.
هوش مصنوعی: آنها به حدی تشنه شدند که حتی از جای خود حرکت نکردند و هیچکس قدمی به جلو نگذاشت.
هوش مصنوعی: آنها با یکدیگر صحبت کردند و گفتند که از شدت گرما، جگرشان میسوزد.
هوش مصنوعی: باید کمی استراحت کرد و نفسی تازه کرد، سپس دوباره به سمت جنگ بازگشت.
هوش مصنوعی: آنها رفتند و اسبهای جنگی را به مکان بلندی آوردند و پای آنها را بستند، به این معنا که برای جنگ آماده شدند.
هوش مصنوعی: آنها با آرامش و بیتنش دوباره به جنگ بازگشتند و کینه و دشمنی را آماده کردند.
هوش مصنوعی: زنگه به مانند شعلهٔ آتش به دور از سختیهای جنگ میچرخید و در میدان نبرد جولان میداد.
هوش مصنوعی: زمانی که زنگه به او نزدیک شد، نیزهاش را به سمت او نشانه رفت و به او حمله کرد.
هوش مصنوعی: زنگه با نیزهای به کمر حریف ضربهای زد که او را از اسب به زمین انداخت و صورتش را زخمی کرد.
هوش مصنوعی: صدای ویلهای شبیه به رعدی خروشان از او برخاست، گویی که دشت نبرد را درهم شکست.
هوش مصنوعی: فرود از بالا پایین آمد و به سوی او رفت و بر آن زمین گرم و سوزان، او را به روی خود کشید.
هوش مصنوعی: او (فرود) با تدبیر و نقشهای، حریف را از روی زمین به زمین انداخت و او را بر پشت زین سوار کرد.
هوش مصنوعی: او از روی اسب پایین آمد و با تعجب و شگفتی به ترکان نگاه کرد و پرسید که از بخت چه خبر آمده است.
هوش مصنوعی: بر روی کوه خوشبو و سرسبز، یک گرگی با پیکری مشابه گرگها، درفشی (پرچمی) به دست دارد که از پایین کوه آمده است.
هوش مصنوعی: او (گریان) به پیش یارانش رفت و از ویژگیهای خوب ابرشاه (شاهرخ) و پهلوان (رستم) ستایش کرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.