آن مستی تو دوش ز پیمانهٔ که بود
چندین شراب در خم و خمخانهٔ که بود
ای مرغ زود رام که آورد نقل و می
دام فریب آب که و دانهٔ که بود
روشن بسان آتش حسنت می که شد
شمعت زبانه کش پی پروانهٔ که بود
آوازهات به مستی و رندی بلند شد
افشای آن ز نعرهٔ مستانهٔ که بود
وحشی چه پرسش است که شد با که آشنا
خود گو که او به غیر تو بیگانه که بود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به یاد خاطرات عاشقانه و مستیهای شبانهاش میپردازد. او از زیبایی معشوقش سخن میگوید و به طور خاص به جذابیت و فریفتگی که در حسرت وصالش احساس کرده، اشاره دارد. شاعر به مرور زمان و فضایی که در آن عشق تجربه شده، مینگرد و میپرسد چه کسی جز معشوقش میتواند در این دنیای پر از شراب و مستی وجود داشته باشد. او به این نتیجه میرسد که در این عشق، همه چیز به جز معشوق بیمعناست.
هوش مصنوعی: این دوش، آن حالت مستی تو از کجا ناشی میشود؟ در کدامین میخانه و از کدامین میفقیه بوده که اینقدر شراب در آنجا وجود داشته است؟
هوش مصنوعی: ای پرندهای که به راحتی به دام میافتی، چه کسی تو را فریب داده است، آب یا دانهای که در اینجا وجود دارد؟
هوش مصنوعی: زیبایی تو مانند آتش روشن است، مانند شمعی که شعلهاش به طرف پروانهای میرقصد.
هوش مصنوعی: شانس و شهرت تو در عیش و خوشگذرانی معروف شد و این شهرت ناشی از فریادهای شاد و پرشور افرادی است که در حال لذت بردن از زندگی هستند.
هوش مصنوعی: وحشی چه نیازی به سوال است که با چه کسی آشنا شدهای؛ خودت بگو که او حتی بدون تو نیز بیگانه است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
یارب که دوش غایب من خانه که بود؟
تشویش این چراغ ز پروانه که بود؟
من مست بوده ام به خرابات عاشقان
آن نازنین به مجلس مستانه که بود؟
باری نبود در دلم امشب نشان صبر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.